استفاده از سوبسترای آرد عدس قرمز برای تولید آنزیم ناتوکیناز توسط باسیلوس سابتیلیس ناتو

نویسندگان

1 گروه علوم و صنایع غذایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران

2 گروه بیوتکنولوژی دارویی، دانشکده داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شیراز، ایران

3 گروه علوم و صنایع غذایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران

4 گروه بیوتکنولوژی دارویی، دانشکده داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22034/FSCT.22.160.173
چکیده

در این پژوهش شرایط تولید بهینه ناتوکیناز با استفاده از باکتری باسیلوس سابتیلیس بر روی سوبسترای عدس دال مورد بررسی قرار گرفت. برای بهینه‌سازی فرایند تخمیر، اثر سه متغیر زمان تخمیر (24، 48 و 72 ساعت)، غلظت ملاس (3، 5 و 7 درصد) و مقدار آب (50، 75 و 100 میلی‌لیتر) بر میزان فعالیت فیبرینولیتیکی و پروتئازی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج در قالب طرح مرکب مرکزی (CCD) بررسی و به روش سطح پاسخ (RSM) مدل‌سازی و تجزیه و تحلیل شد. ضریب تبیین مدل‌های رگرسیونی برازش شده برای فعالیت‌های فیبرینولیتیک (مدل درجه دوم) و پروتئازی (مدل خطی) به‌ترتیب 15/97 و 12/90 درصد بوده و فاکتور عدم برازش آنها در سطح اطمینان 95 درصد معنی‌دار نبود، از این رو صحت مدل‌ها برای برازش اطلاعات تایید گردید. با افزایش میزان آب، ملاس و مدت زمان تخمیر، فعالیت فیبرینولیتیک به‌ترتیب افزایش، کاهش و افزایش یافت (p≤0.05). با افزایش مقدار آب، فعالیت پروتئازی نیز افزایش یافت، اما این افزایش معنی‌دار نبود، در حالی‌که افزایش میزان ملاس و مدت زمان تخمیر به‌ترتیب منجر به کاهش و افزایش معنی‌دار فعالیت پروتئازی گردیدند (p≤0.05). در ارتباط با بهینه‌سازی، شرایط بهینه تخمیر عبارت بود از: 38/92 میلی‌لیتر آب، 66/3 درصد ملاس و 90/70 ساعت تخمیر که در چنین شرایطی میزان فعالیت آنزیم‌های فیبرینولیتیک و پروتئاز به‌ترتیب 03/2476 و 68/1 واحد بر گرم پیش‌بینی گردید. برای اعتبارسنجی مدل، تخمیر تحت شرایط بهینه انجام شد و پاسخ‌های به‌دست آمده با پاسخ‌های پیش‌بینی شده توسط مدل مقایسه گردید. نزدیکی داده‌های آزمایشگاهی به مقادیر پیش‌بینی شده توسط مدل صحت مدل را تایید نمود. نتایج این پژوهش نشان داد که از عدس دال می‌توان به‌عنوان سوبسترای تخمیر توسط باکتری باسیلوس سابتیلیس جهت تولید آنزیم‌ ناتوکیناز استفاده نمود.