تبیین نابرابری جنسیتی در سازمانهای مردمنهاد استان آذربایجان شرقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
2 استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا
3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
4 دانشجوی دکتری جامعهشناسی مسائل اجتماعی دانشگاه پیام نور
doi
10.22059/jisr.2018.246533.594چکیده
مسئلة پژوهش حاضر این است که براساس دادهها و گزارشهای داخلی، نسبت زنان فعال یا مؤسس سازمانهای مردمنهاد در استان آذربایجان شرقی در مقایسه با مردان بسیار کمتر است؛ بنابراین، پرسش اصلی این است که چه عوامل جامعهشناختی سبب میشود زنان نتوانند عضو یا مؤسس سازمانهای مردمنهاد شوند. چهارچوب نظری پژوهش رویکردهای تعاملگرایی و فمینیسم، روش آن پیمایشی و ابزار آن پرسشنامه است. جامعة آماری شامل زنان شهری حداقل 25 سال، با تحصیلات عالی و بیکار است. حجم نمونه 371 نفر زن و روش نمونهگیری خوشهای-سهمیهای است. تحلیل همبستگی نیز نشان میدهد میزان رابطة متغیرهای جنسیت و مردسالاری با ناتوانی زنان در تأسیس سازمانهای مردمنهاد یا عضویت در آنها بهترتیب 48/. و 36/. است. متغیر جنسیت در مقایسه با متغیر مردسالاری، همبستگی بالاتری با مسئله پژوهش دارد و رابطهها مستقیم و معنادار است. براساس این یافتهها هرچقدر انتظارات اجتماع از نقشهای جنسی زنان بیشتر، و مردسالاری در فرهنگ و سنت قویتر باشد زنان بیشتر در تأسیس سازمانهای مردمنهاد یا عضویت در آنها ناتوان هستند، همچنین براساس تحلیل رگرسیون متغیرهای جنسیت و مردسالاری 26 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین میکند.