تطبیق شخصیّت های حماسی شاهنامه با چهره های تاریخی در کتاب نامۀ باستان میرزا آقاخان کرمانی
نویسندگان
1 شهید باهنر کرمان
doi
10.22067/jls.v50i4.67283چکیده
همیشه سخن بر سر این بوده است که شاهنامه اثری تاریخی است یا اثری داستانی؟ مورخان از همان ابتدا مبنای شاهنامه را تاریخ قرار دادهاند و سعی کردهاند که شخصیّتهای حماسی را با شخصیّتهای سامی و عبری تطبیق دهند. با کشف مظاهر جدید تمدن امروزی از یافتههای باستانشناسی و رواج صنعت چاپ و ترجمه، تطبیق چهرههای حماسی با چهرههای تاریخی ایران هم مدّ نظر برخی پژوهشگران قرار گرفت. در مقابل افرادی شخصیّتهای حماسی را قهرمانان داستانی میدانستند و شخصیّتهای تاریخی را جدا فرض میکردند. میرزا آقاخان کرمانی، با پررنگ شدن بحث ملیّت، به سرودن اثر تاریخی بر وزن و قالب شاهنامۀ فردوسی پرداخت و سعی کرد که شخصیّتهای تاریخی مثل کورش، کمبوجیه، داریوش و ... را با قهرمانهای حماسی مثل کیخسرو، کیکاووس، اسفندیار و ... تطبیق دهد. در این پژوهش با مراجعه به نامۀ باستان، تطبیقها را ذکر و دلیل انجام این تطبیقها را از نگاه شاعر بررسی کردهایم. حاصل اینکه شاعر در پی شباهتهای داستانی، نزدیکی نامهای تاریخی و شخصیّتهای حماسی و آمیختگی اندیشههای دساتیری، در پی تطبیق این شخصیّتها برآمده است؛ بهگونهایکه آقاخان معتقد بوده که فردوسی نام طوایف، جنگها و شاهزادگان را با شخصیتهای حماسی آمیخته است. همیشه سخن بر سر این بوده است که شاهنامه اثری تاریخی است یا اثری داستانی؟ مورخان از همان ابتدا مبنای شاهنامه را تاریخ قرار دادهاند و سعی کردهاند که شخصیّتهای حماسی را با شخصیّتهای سامی و عبری تطبیق دهند. با کشف مظاهر جدید تمدن امروزی از یافتههای باستانشناسی و رواج صنعت چاپ و ترجمه، تطبیق چهرههای حماسی با چهرههای تاریخی ایران هم مدّ نظر برخی پژوهشگران قرار گرفت. در مقابل افرادی شخصیّتهای حماسی را قهرمانان داستانی میدانستند و شخصیّتهای تاریخی را جدا فرض میکردند. میرزا آقاخان کرمانی، با پررنگ شدن بحث ملیّت، به سرودن اثر تاریخی بر وزن و قالب شاهنامۀ فردوسی پرداخت و سعی کرد که شخصیّتهای تاریخی مثل کورش، کمبوجیه، داریوش و ... را با قهرمانهای حماسی مثل کیخسرو، کیکاووس، اسفندیار و ... تطبیق دهد. در این پژوهش با مراجعه به نامۀ باستان، تطبیقها را ذکر و دلیل انجام این تطبیقها را از نگاه شاعر بررسی کردهایم. حاصل اینکه شاعر در پی شباهتهای داستانی، نزدیکی نامهای تاریخی و شخصیّتهای حماسی و آمیختگی اندیشههای دساتیری، در پی تطبیق این شخصیّتها برآمده است؛ بهگونهایکه آقاخان معتقد بوده که فردوسی نام طوایف، جنگها و شاهزادگان را با شخصیتهای حماسی آمیخته است.