چالش های اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها (مطالعۀ کیفی-میدانی)

نویسندگان

1 دانشیار گروه مطالعات علوم سیاسی و انقلاب اسلامی ، پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی ، تهران، ایران

2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی,، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22034/ciu.2025.53.49
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی چالشهای اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاهها و ارائۀ راهبردهایی برای بهبود این اثربخشی و نیز پیامدهای آن بود. روش: رویکرد پژوهش، کیفی و روش تحقیق، نظریۀ زمینه‌ای با مدل استراوس و کوربین بود. داده‌ها متشکّل از مشارکت 100 تن از اساتید خبرۀ دروس معارف اسلامی، کارشناسان و خبرگان و متولیان حوزۀ آموزش در دانشگاههای کشور بود. این پژوهش در سطح ملّی انجام شده و اساتید دانشگاههای مختلف کشور را شامل می‌شد. مصاحبه‌ها از نوع نیمه ساختاریافته بوده و تا جایی امتداد پیدا کرد که اشباع نظری محقق شد. یافته‌ها: بر مبنای مدل استراوس و کوربین، ابتدا کدگذاری باز روی مصاحبه‌ها انجام شد و بعد از صورت‌بندی مفاهیم در این مرحله، کدگذاری محوری همراه با مقولات فرعی و اصلی در بخشهای شرایط علّی(شیوۀ نامناسب تدریس، کاربردی نبودن آموزش، نبود تغییرات مناسب آموزشی)، شرایط مداخله‌گر(ضعف کارامدی سیاستهای جذب و حمایت از اساتید حق‌التدریس و عضو هیئت علمی، زمان و فضای نامناسب آموزش‌دهی، نارضایتی از رفتار آموزش‌دهنده)، شرایط زمینه‌ساز (مشکلات اقتصادی، اعتمادپذیری پایین، تحول فرهنگی، یادگیری اجتماعی، فرهنگ رسانه‌ای، سیاستهای آموزش و پرورش)، راهبردها(همکاری و تعامل مجامع دانشگاهی، سیاستهای معطوف به یاددهندگی، سیاستهای ارزشیابی، شایسته‌سالاری، سیاستهای پژوهشی، فراگیری معرفت‌شناسی دانش معارف اسلامی) و پیامدها(موفقیت آموزشی، افزایش سرمایۀ فرهنگی، تقویت دینداری) انجام شد و در نهایت، مقولۀ هسته در این پژوهش، مقولۀ «تغییرات فرهنگی نسل جوان و الگویابی متعدد و متکثر و به روز نشدن سیستم آموزشی» به دست آمد. نتایج: تغییرات فرهنگی نسل جوان و الگویابی متعدد و متکثر از طریق عوامل محیطی، شبکه‌های اجتماعی مجازی، گروه‌های مرجع درون نسلی به همراه عدم به روزرسانی مداوم سیستم آموزشی در بسیاری از سطوح بر اثربخشی دروس معارف اسلامی، رخنه کرده و لذا سیاستگذاران و اساتید دروس معارف، با در نظر گرفتن عوامل فوق می‌توانند بر این چالشها ‌فایق آیند. البته توصیۀ سیاستی این پژوهش مبتنی بر نیازسنجی مداوم و شناخت نگرشها و باورهای دانشجویان و تدوین سیاستها و محتواها مبتنی برکاربردی بودن، متناسب بودن، جذابیت و انعطاف‌پذیری در شیوۀ آموزش بود.