ارزیابی مطلوبیت سبد غذایی گیاهی از منظر ابعاد زیست محیطی و مقایسه آن با سبد غذایی رایج جامعه ایرانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آب، گروه مهندسی آب، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه حفاظت محیطزیست، پردیس علوم طبیعی، دانشگاه ماساچوست، آمهرست، آمریکا.
3 استاد، گروه مهندسی آب، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار گروه مهندسی آب، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 دانشیار، گروه انرژیهای نو و محیطزیست دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
6 دانشیار، گروه تغذیه جامعه، دانشکده علوم تغذیه و رژیمشناسی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jwim.2021.325487.886چکیده
تولید و مصرف غذا، یکی از ابعاد مهم تأثیر کشاورزی بر منابع آب محسوب میشود. از اینرو تغییر سبدغذایی خانوار بهطور مستقیم میتواند بر وضعیت منابع آب تأثیر گذارد. در این پژوهش از شاخصهای ردپای آب و کربن برای تعیین مطلوبیت دو سبدغذایی گیاهی و رایج جامعه استفاده شد. نتایج نشان داد که اگرچه شاخص بحران آب سازمان ملل (UN/WCI) با تغییر سبدغذایی رایج جامعه به سبدغذایی گیاهی همچنان بحران شدید آبی را نشان میدهد اما ترویج و انتخاب سبدغذایی گیاهی، میتواند منجربه کاهش فشار بر منابع آب و محیطزیست ایران شود. سبدغذایی رایج و سبدغذایی گیاهی به ترتیب ردپای آبی معادل 7/62 و 3/56 میلیارد مترمکعب/سال برای کشور به همراه دارد. سبدغذایی گیاهی با تولید 5/205 میلیون تن CO2 در سال، نزدیک به 9/3 میلیون تن CO2 کمتری نسبت به سبدغذایی رایج تولید میکند. درحالت کلی سبدغذایی گیاهی سبب کاهش 10 درصدی ردپای آب مصرفی و کاهش تقریباً 2 درصدی ردپای کربن تولیدی نسبت به سبدغذایی رایج جامعه میشود. در بررسی سهم گروههای غذایی سبد گیاهی از منظر ردپای آب مصرفی، گروه حبوبات و مغزها (38%) و از منظر ردپای کربن تولیدی، گروه سبزیجات (27%) بیشترین تأثیر را بر منابع آب دارند. نتایج این تحقیق توصیه میکند که با تغییر سبدغذایی رایج جامعه ایرانی به سبدغذایی گیاهی، گروههای غذایی میوهها و سبزیجات سهم بیشتری را در وعدههای غذایی مصرفی داشته باشند و بجای آن از مصرف انواع گوشتها و نان و غلات (به ویژه برنج) کاسته شود.