رزم گودرز و پیران (جستاری دربارة یک منبع ناشناختة شاهنامة فردوسی)
نویسندگان
1 شهید چمران اهواز
doi
10.22067/jls.v50i4.71321چکیده
در دورة ساسانیان کتابهای زیادی دربارة تاریخ، حماسه، قصّه، داستانهای عاشقانه و افسانههای باستانی ایرانی وجود داشته است. پس از نابودی ساسانیان، بسیاری از این کتابها در گذشتِ روزگاران ناپدید گشتند و پارهای نیز در سدههای نخستین اسلامی از پهلوی به عربی ترجمه شدند. کتاب ناشناختة «رزم گودرز و پیران» یکی از آنهاست. در پژوهشهایی که دربارة ادبیات پهلوی و سُنَّت شاهنامهسَرایی در ایران انجام شدهاند هیچگونه اشارهای به کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» و ترجمة عربی آن به نام «حرب جوذرز و پیران» به چشم نمیآید. با این همه، اشارة روشن ابوعبدالله احمد بن محمَّد بن اسحاق به ابراهیم ـ ابنفَقیه هَمَدانی، جغرافیادان ایرانی سدة دوّم و سوم هجری، به کتاب «حرب جوذرز و پیران» و آوردن گفتاری از نامة مفصّل پیران به گودرز از این کتاب، آشکارا گواه است که کتابی پهلوی به نام «رزم گودرز و پیران» وجود داشته است و این داستان حماسی، همانند بسیاری دیگر از کتابهای پهلوی در سدة دوّم/ سوم هجری به زبان عربی نیز ترجمه شده است. از سوی دیگر، گفتاری که ابنفقیه هَمَدانی از نامة پیران به گودرز از کتاب «حرب جوذرز و پیران» آورده است، چنان با همین گفتار از نامة پیران به گودرز در شاهنامة فردوسی همانندی دارد که باید انگاشت گردآورندگان «شاهنامة ابومنصوری» کتاب پهلوی «رزم گودرز و پیران» را میشناختهاند و منبع آنها در نوشتن داستان نبرد «دوازده رخ» یا «رزم گودرز و پیران»، کتاب پهلویِ «رزم گودرز و پیران» بوده است. همچنین نام نبرد «دوازده رخ» در چند دستنوشتة شاهنامة فردوسی، «رزم گودرز و پیران» آمده است و این نبرد بزرگی بود در کینخواهی خون سیاوش از تورانیان و احتمالاً نام اوّلیة این نبرد کینخواهانه در شاهنامه، «رزم گودرز و پیران» بوده است و سپس بهدلیل نبرد یازده یا دوازده هماورد ایرانی و تورانی با همدیگر در پایانِ این جنگ، نام «یازده رخ» و یا «دوازده رخ» گرفته است.