بررسی و مقایسه روش‌های فازی آرتمپ و حداکثر احتمال در تهیه نقشه و پایش تغییرات کاربری اراضی (مطالعه موردی: امیدیه، استان خوزستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری بیابان‌زدایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. گرگان، ایران

2 دانشجوی دکتری بیابان‌زدایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

3 دانشجوی دکتری بیابان‌زدایی، دانشگاه سمنان، ایران

4 استادیار، دانشکده کویرشناسی، دانشگاه سمنان، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2018.116838
چکیده

سنجش از دور فناوری کلیدی برای ارزیابی وسعت و میزان تغییرات پوشش اراضی است که اطلاع از این تغییرات در قسمت‌های مختلف، به عنوان اطلاعات پایه برای برنامه‌ریزی‌های مختلف، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در پژوهش حاضر، هدف مقایسه دو روش حداکثر احتمال و فازی آرت‌مپ، جهت تهیه نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست می‌باشد. در این مطالعه تغییرات پوشش اراضی طی 24 سال گذشته منطقه امیدیه مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر سنجنده‌های TM لندست 4، ETM+ لندست 7 و OLI لندست 8 به ترتیب برای سال‌های 1990، 2000 و 2014 و همچنین نقشه‌های توپوگرافی و پوشش منطقه استفاده گردید. تصاویر هر سه مقطع زمانی به چهار کاربری مرتع، کشاورزی، اراضی شور و ماندابی و منطقه مسکونی طبقه‌بندی شدند. نتایج مربوط به صحت کلی طبقه‌بندی نشان می‌دهد که روش طبقه‌بندی فازی با ضریب کاپای 93 درصد، در مقایسه با روش الگوریتم حداکثر احتمال با ضریب کاپای 81 درصد، از دقت بالاتری برخوردار است. طبق نتایج بدست آمده کشاورزی پویاترین کاربری موجود در منطقه بوده که وسعت این اراضی طی 1990 تا 2014 روندی صعودی را در پی داشته است به‌طوریکه مقدار 32/32703 هکتار (2/23 درصد) به این اراضی افزوده شده است. روند تغییرات کاربری مسکونی نیز به صورت افزایشی بوده به طوری که مساحت 1/1325 هکتار (94/0%) را به خود اختصاص داده است. از طرف دیگر کاربری اراضی مرتعی با مقدار 4/13 درصد از منطقه دارای بیشترین کاهش مساحت بوده که وسعتی برابر با 63/18857 هکتار را شامل می‌شود.