نگاه انتقادی نیچه به جایگاه اخلاق در تمدن غرب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره(

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

3 استادیارگروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

doi
چکیده

نیچه راهی را که بشر در مسیر اخلاق تاکنون پیموده است، نه همچون یک فرایند تکاملیِ مثبت و ارزنده، بلکه تاریخچه‌یدیرپاترین خطاهای انسان و مسبب سرنوشت هولناک و هراس‌انگیزاو می داند.از این رو به نقد شدیداخلاقکه به اصطلاح میراثی تاریخی و دستاوردی ارزشمند برای بشر تلقی می‌شد، می پردازد.از نظر او تمامی ابعاد زندگی بشر، حتی پرسش او از وجود،تحت تأثیر ارزش‌هاستو این ارزش‌ها،کشمکش‌ها و بحران‌هاییرا برای انسان پدید آورده‌است.نیچه خود را ضد اخلاق می‌نامد و همه‌ینظام های اخلاقی را مردود می‌شمارد.البتهاو در نقد اخلاق می خواهد بنیاد حقیقی اخلاق را بیابد، جایگاه و نحوه‌ی عمل آن را شرح دهد و ساز و کارارزش‌گذاری‌ انسان‌را که او را به انجام افعال اخلاقی وادارمی‌کند، تشخیص دهد.در پس تمام اظهارات ویرانگرانه نیچه، طرحی جدید و ایده ای نو و در عین حال یکپارچه وجود دارد. او قصد ندارد نظامی همچون نظام‌هایی که آنها را به نقد کشیده و ویران نموده است، بنیان گذارد. مظهر این ایده‌ ی نو، ابرانسان است. در این مقاله نگاه منفی نیچه را به منزلت اخلاق در تمدن غرب، در پرتو انتقاداتی که به اخلاق وارد می کند، بررسی می کنیم.