تأثیر واردات برنج بر روی قیمت و مصرف داخلی آن با استفاده از تکنیک SURE در نظام تقاضای معکوس

نویسندگان

1 نویسندة مسئول و دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانش‌آموخته دکتری اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 دانشیار اقتصاد کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30490/aead.2021.343552.1248
چکیده

برنج دومین محصول راهبردی بعد از گندم و از پرمصرف‌ترین و مهم‏ترین محصولات غذایی در سبد مصرفی خانوارها در کشور محسوب می‌شود. رشد جمعیت، مصرف و تقاضای روزافزون، نوسان‏های قیمت و اثرات رفاهی ناشی از تغییرات مقدار و قیمت برنج توجه و برنامه‏ ریزی و آینده‏ نگری سیاست­ گذاران و نظام برنامه ­ریزی کشور نسبت بدین محصول را می ‏طلبد. در تحقیق حاضر، در چارچوب نظام تقاضای معکوس، میزان مصرف و مخارج خانوارهای شهری در زمینه انواع محصول برنج (برنج خارجی درجه 1 و درجه 2 و نیز چهار نوع برنج داخلی) با استفاده از داده ­های مقطعی مرتبط در سال 1396 به روش معادلات رگرسیون به‏ ظاهر نامرتبط (SURE) برآورد و مشخص شد که از میان چهار نظام تقاضای معکوس شامل IAIDS، IROT، INBR و ICBS، تنها نظام تقاضای معکوس تقریباً ایده ‎آل (IAIDS) با داده‌های روش تحقیق سازگار است و با توجه به نتایج حاصل از آماره نسبت درست‌نمایی، به سه مدل دیگر برتری دارد. بررسی کشش‌های جانشینی نشان داد که کوچک بودن کشش‌های جانشینی میان انواع برنج به تأثیر اندک تغییر در تقاضای یک نوع برنج بر ترکیب دیگر انواع برنج مصرفی می‏ انجامد و از سوی دیگر، با عنایت به ضروری بودن برنج محلی غیرشمالی برای خانوارهای شهری در مقایسه با سایر انواع برنج، باید این نکته مد نظر برنامه­ ریزان در اعمال سیاست‏های حمایتی و امنیت غذایی قرار گیرد؛ و از آنجا که برنج برای خانوارها به‏عنوان غذای ضروری محسوب می‌شود، افزایش عرضة این محصول به میزان جواب‏گویی به رشد تقاضا در آینده می‌تواند به ‏عنوان سیاستی مطلوب در راستای افزایش رفاه مصرف‌کنندگان به‏ کار گرفته شود.