ارزیابی و مقایسه کارایی مدلهای ICD و ESAs در تهیه نقشه بیابانزایی دشت مهران، ایلام
نویسندگان
1 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه ایلام، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد بیابانزدایی، دانشگاه ایلام، ایران
3 استادیار، گروه علوم خاک، دانشگاه ایلام، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2017.114895چکیده
بیابانزایی معادل تخریب اراضی محسوب شده که باعث، کاهش توان موجودات زنده وغیر زنده میشود و مخصوصاً در اکوسیستم های مناطق خشک و نیمه خشک بیشتر اتفاق میافتد که در اثر عوامل طبیعی، انسانی و تغییر اقلیم رخ میدهد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی دو مدل بیابانزایی ICD و ESAs دشت مهران در غرب استان ایلام صورت گرفته است. بدین منظور معیارها و شاخصهای بیابانزایی مربوط به دو مدل بر اساس خصوصیات منطقه و اندازهگیریهای میدانی برای 7 واحد کاری مشخص شده، تهیه گردید. در این تحقیق از چهار معیار پوشش گیاهی، خاک، آب و اقلیم بعنوان مهمترین عوامل مؤثر جهت پهنهبندی بیابانزایی منطقه استفاده شده است. نتایج بدست آمده از دو روش ارزیابی انجام شده نشان میدهد که روش ICD شدت بیابانزایی منطقه را در دو کلاس متوسط (92/64 درصد) و زیاد (07/35 درصد)، و روش ESAs منطقه مورد مطالعه را در کلاسهای شکننده الف (55/5 درصد)، شکننده ب (65/14 درصد)، شکننده ج (50/42 درصد) و بحرانی الف (20/37 درصد) طبقهبندی میکند. با توجه به تطابق بیشتر با شرایط موجود، سازگاری در انتخاب معیارها و شاخصها، به کارگیری سامانه اطلاعات جغرافیایی و میانگین هندسی در طبقهبندی شدت بیابانزایی، مدل ESAs بعنوان مدل مناسبتر برای این منطقه و مناطق مشابه معرفی میگردد