تبیین مراتب فرم برای ارتقای قابلیت مکان در ارتباط درون و بیرون
نویسندگان
1 دکتری معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.48308/sofeh.2024.232517.1280چکیده
اهداف و پیشینهها: فرمْ مفهومی چندمعنا و مبنای شکلگیری مکان است. پژوهشگران در مفاهیم چندگانۀ فرم، ارتباط بین جلوه (وجه عینی) و معنا (وجه ذهنی) را جامع معانی فرم در نظر گرفتهاند، و جلوه نمودی برای معنای مکان است. از طرف دیگر، ارتباط درون و بیرون نقش قابلتوجهی در تعریف مکان دارد. این ارتباط در سه لایه «ارتباط فضای داخل و خارج»، «ارتباط کالبد انسان و کالبد معماری»، و «ارتباط معنا و جلوه»، قابلتعریف است، که ارتباط معنا و جلوه نتیجۀ ارتباط دو لایۀ نخست است. در پژوهش حاضر هدف رسیدن به انگارۀ عمقی دربارۀ فرم است؛ که نیل به این هدف با دو چالش «پاسخ به تعدد معنایی در ارتباط جلوه و معنا» و «چندلایگی در ارتباط درون و بیرون» همراه است. برای پاسخ به این دو چالش از مفهوم قابلیت محیط استفاده شده است. این انگاره منجر به عمق بخشیدن به ارتباط کالبد انسان، کالبد معماری، و پیرامونْ در مرز درون و بیرون خواهدشد. پرسش اصلی این است که «برای ارتقای قابلیت مکان، در تأمین ارتباطی عمیق، چندمعنا، و چندلایه بین درون و بیرون، مراتب فرم چگونه قابلتبیین میشود؟» در پژوهشهای پیشین به وجه فلسفی و چندگانه فرم پرداخته شده است؛ در اینجا با پیوند مفاهیم چندگانه با مفهوم مکان، بر وجه نظری فرم در معماری تاکید شده است. مواد و روشها: روش پژوهش استدلال منطقی است و از طریق مدلسازی مفهومی اولیه بر پایۀ ادبیات موضوع، مدل نظری نهایی بهدست آمده است. ابتدا معانی متعدد فرم بیان شده و مدل «جلوه ـ قابلیت ـ معنا» با عنوان جامع معانی فرم تدوین گردیده است. سپس لایههای سهگانۀ ارتباط درون و بیرونْ تبیین و با مدل اولیه تلاقی داده شده است. سپس سه سطح قابلیت محیط به این ساختار افزوده شده و مدل مفهومی پژوهش بهدست آمده است. در گام بعدی مراتب فرم با توجه به مدل مفهومی بهتفضیل شرح داده شده است؛ و نتیجۀ نهایی با عنوان «مدل نظری مراتب فرم برای ارتقای قابلیت مکان در ارتباط درون و بیرون» بهدست آمده است. نتایج و جمعبندی: بر اساس یافتههای پژوهش، برای یک مکان؛ در سطح اول «تمایز درون و بیرون» از طریق آرایهبندی مرز، گذار، و رویه در فرم کنترل میشود؛ در سطح دوم، «تداوم درون و بیرون» از طریق قلمروپایی، سلسلهمراتب تحول و ساختار تعاملْ تأمین میگردد؛ و در سطح سوم، «تعامل درون و بیرون» از طریق آفرینش حریم، حضور تدریجی و نمایندگی هویت ایجاد میشود. با این سطوح در مدل نظری پژوهش، چگونگی ارتباط معنا و جلوه در سه سطح قابلیت محیط یعنی کالبدی ـ محیطی، عملکردی ـ رفتاری و ادراکی ـ معنایی تعیین میشود. بر این اساس، فرم در سه مرتبۀ تحدید مکان، تنفیذ مکان، و نمود مکانْ قابلفهم میشود. در تحدید مکان جهت غالب نیروها از درون به بیرون؛ در نمود مکان از بیرون به درون؛ و در تنفیذ مکان دوسویه است. ارتباط معنا و جلوه، فرم را در سه انگارۀ ریختشناسی، ساختشناسی، و محیطشناسی سامان میدهد. ارتباط درون و بیرون در ریختشناسی فرم، وابسته به ساختارهای بصری؛ و در ساختشناسی فرم، وابسته به ساختارهای بصری و ساختارهای رفتاری ـ اجتماعی است. در محیطشناسی فرم، حواس و احساسات نیز به این عوامل افزوده میشود. ارتباط درونی این سطوحْ ارتباط مخاطب و فرم را از مکتشف معنا به مولد معنا ارتقا خواهد داد.