مقایسۀ توانپذیری مسکن خانوار در دهکهای درآمدی با واحدهای مسکونی تولیدشده؛ مطالعۀ موردی: نقاط شهری استان قزوین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکدۀ شهرسازی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/sofeh.2024.104623چکیده
اهدف و پیشینه: مسئلۀ کمبود و تأمین مسکن همواره یکی از چالشهای اساسی در جوامع شهری کشور بهشمار میآید. بااینحال، موضوع میزان انطباق تولید واحدهای مسکونی ــ چه از حیث کمیت و چه از نظر متوسط سطح زیربنا ــ با سطح توانپذیری اقتصادی خانوارها کمتر واکاوی شده است. این کاستی در سیاستگذاری، پیامدهایی چون افزایش نرخ اجارهنشینی و درعینحال رشد سهم واحدهای مسکونی خالی از مجموع موجودی مسکن را بههمراه داشته است. در همین راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین و آشکارسازی آثار ناشی از فقدان سیاستگذاری کارآمد در بخش مسکن در مقیاس منطقهای است؛ بههمینمنظور، نقاط شهری استان قزوین مطالعۀ موردی این پژوهش انتخاب شدهاند. مواد و روشها: بهمنظور دستیابی به اهداف پژوهش، از رویکرد کمّی با روش تحلیلی ـ توصیفی استفاده شده است. در گام نخست، توانپذیری مسکن خانوارها بر اساس دهکهای درآمدی سالانه و بهتفکیک شهرهای استان قزوین برآورد گردید. در گام دوم، میزان انطباق این توانپذیری با مساحت واحدهای مسکونی تولیدشده طی دورۀ زمانی 1395 تا 1397 بررسی شد. سپس، متوسط مساحت زیربنای مسکونی قابلتملک از سوی خانوارهای واقع در دهکهای درآمدی، از طریق برآورد نرخ پسانداز و توان مالی آنها در بهرهگیری از منابع بانکی محاسبه شد. در ادامه، این مقادیر با متوسط مساحت واحدهای مسکونی تولیدشده در شهرهای استان طی سالهای 1390 تا 1396 مقایسه گردید. نتایج و جمعبندی: یافتههای پژوهش نشان میدهد که روند تغییرات مساحت واحدهای مسکونی تولیدشده با سطح توانپذیری اقتصادی خانوارها در تضاد قرار دارد؛ بهگونهای که میانگین مساحت واحدهای عرضهشده در بازار، بهطور معناداری بیش از متوسط توان تملک خانوارهاست. در شرایط کنونی که افزایش مستمر قیمت مسکن موجب کاهش توان خانوارها و تملک واحدهای مسکونی با زیربنای کوچکتر نسبت به گذشته شده، بازار در جهت معکوس حرکت کرده و واحدهای جدید عمدتاً با زیربنای بزرگتر تولید گردیدهاند. علاوهبراین، ازآنجاکه حداقل مساحت واحدهای تولیدی در حدود 50 متر مربع است، برای سه تا چهار دهک نخست درآمدی که توان تملک زیربنای کمتر از این میزان را دارند، عملاً هیچگونه عرضۀ متناظر در بازار مسکن وجود ندارد. این شکاف عرضه و تقاضا بهمثابۀ یکی از پیامدهای فقدان سیاستگذاری متناسب در سطح منطقهای و شهری قابلتحلیل است.