تحلیل تطبیقی زبان زنانه در شعر معاصرعُمان و ایران ( با تکیه براشعار سعیده بنت خاطرالفارسی و طاهره صفارزاده)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی ،کرمانشاه، ایران

doi
10.22067/jallv12.i2.76399
چکیده

زنان شاعر در سال‌های اخیر، با شناسایی هویت زنانه‌ی خویش، توانسته‌اند با جریان سازی در حوزه‌ی زبان و اندیشه، پایه‌گذار تحولات نوظهور ادبی باشند و با کاربست زبان زنانه و شگردهای خلّاقانه در آفرینش آثار هنری خویش، احساسات، تفکرات، دغدغه‌های شخصی و اجتماعی یک زن امروز را ترسیم کنند و هم‌گام با مردان در حوزه‌های مختلف ادبی چون: شعر، نثر، رمان و ... به فعالیت بپردازند و ادبیات را از سیطره‌ی زبان و سخن مردانه برهانند و موجب دگردیسی این سنّت دیرینه‌ی مردانه شوند. دوران معاصر ایران و عُمان شاعرانی نام‌آشنا و بلندآوازه دارد که هریک به سهم خود نقش بسزایی در شکل‌دهی ادبیات زنانه، ایفا کرده‌اند. سعیده بنت خاطر الفارسی؛ پیشگام شعر زنانه‌ی عُمانی است که پرداختن به زن و هویت او در اشعارش موج می‌زند؛ از سوی دیگر طاهره صفارزاده از زنان شاعر ایرانی­ا‌ست که نقش بسزایی در ادبیات انقلاب اسلامی داشته است. در پژوهش حاضر، با استفاده از نمونه‌های شعری و نمودار، زبان زنانه در شعر دو شاعر به شیوه‌ای تطبیقی، در دو سطح واژگانی ( واژگان- ترکیبات- فعل و عبارت‌های فعلی) و نحوی ( جملات پرسشی- تعجبی- تأکیدی)  تحلیل می‌شود. تفاوت‌ها و شباهت‌های زبان زنانه در دو فرهنگ متفاوت آشکار می‌گردد، مثلاً بنت خاطر برای پررنگ کردن بُعد رمانتیک شعرش از واژگان زنانه برای بیان مضامین حسی-عاطفی کمک می‌گیرد درحالی‌که زبان زنانه در شعر صفارزاده به‌عنوان ابزاری برای انتقال پیام و اندیشه است. همچنین هر دو شاعر از زبان زنانه برای بیان مقاصد اجتماعی مانند: فمینیسم و دفاع از حقوق زنان، وطن‌دوستی، طبیعت‌گرایی و ... بهره گرفته‌اند.