آواهای القاگر در مرگ نگاره‌های بدر شاکر السیاب با تکیه‌بر نظریه موریس گرامون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد،ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد ، ایران

doi
10.22067/jallv12.i2.82588
چکیده

زبان، مجموعه‏ی آوا­هایی است که القاگر احساسات و عواطف گونه‏گون و انگار­هایی از رنگ­ها و رایحه­ها هستند؛ بدین ترتیب، زبان، توده‏ای از آوا­ها و نشانه­های نابسامان نیست؛ بلکه شبکه‏ای است نظام‏مند و درهم بافته از لایه­ها و پیوند­ها یعنی هر پاره از گفتار یا متن، از خلال همکاری و پیوستگی همه سطوح زبانی متمایز، سازمان‌دهی می­شود.هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی آوا­های القاگر در سروده­های بدر شاکر السیاب است؛ یکی از مباحث برجسته‏ای که باید در اشعار این سراینده نامدار به‌صورت جدی مورد توجه قرار گیرد، بحث آوا­ها و القا­هاست. شاعر جیکور یکی از شاعران چیره‏دستی است که از آواها، برای همراه ساختن خواننده با خویش بهره‌ی فراوان برده است؛ نگارندگان در این جستار کوشیده‏اند تا بر بنیاد نظریه موریس گرامون، زبان‌شناس نامدار فرانسوی به خوانش و تحلیل القاگری آواها در سروده‏های سراینده سوگوار عراق، بدر شاکر السیاب دست یازند و در این راستا با کاربست روش توصیفی –تحلیلی به بررسی نشانه­ها و شاخصه­های موسیقایی سروده­های بدر شاکر السیاب به‏ویژه واکه‌ها و همخوان‌ها پرداخته‏اند؛ خوانش و تحلیل چکامه‏های بدر شاکر السیاب بر بنیاد نظریه آواهای القاگر گرامون نشان می­دهد که متناسب با مضامین چکامه‌های سیّاب و متأثّر از نفوذ عمیق و ژرف روح سوگباری و اندوه در اندیشه و زبان شاعر،  واکه‏­ها و همخوان‏های پربسامد سروده‏های او نیز همین بار معنایی منفی، تیره و حزن‏آلود را تکرار می‏کنند؛ به دیگر بیان، یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهد که آوا­های القاگر در سروده‏های بدر شاکر السیاب به توصیف شکست روحی و جسمی مردمان سرزمین شاعر می­پردازد و از لحاظ آوایی، اشعار او مرگ‏نگاره‏هایی است از شک و تردید، سرخوردگی و دل‌مردگی و اندوه و بدبینی.