اقتدار و هویت: بازنمایی روابط جنسیت در رمان لالایی برای دختر مرده اثر حمیدرضا شاه آبادی
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فروسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد
4 فردوسی مشهد
doi
10.22067/jls.v50i2.66713چکیده
این مقاله به واکاوی چگونگی بازنمایی روابط جنسیت در رمان لالایی برای دختر مرده اثر حمیدرضا شاهآبادی (1384) می پردازد. بنابراین در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی و با کاربست مؤلفه های جامعه شناختی- معنایی ون لیوون نقش و هویت افراد خانواده و روابط بینافردی آنها را در رمان نامبرده تحلیل و تبیین کردیم. تحلیل رمان به این روش سه الگوی مهم اقتدار و هویت را در بازنمود انواع خانواده ترسیم کرده است: 1- اقتدار پدرسالار- مردسالار / هویت جنسیتی پنهان[1] زن؛ 2- اقتدار فراپدرسالار / هویت جنسیتی منفعل زن؛ 3- اقتدار پدرسالار سنتی/ هویت جنسیتی کمرنگ زن. بدینترتیب، زن در این اثر در سه نقش پنهان، منفعل، کمرنگ و مرد در سه نقش مردسالار، آزادیخواه و پدرسالار به صورت فعال تصویر شده است. این داستان، بازنمود گفتمان های فرهنگی- اجتماعی جامعه در برهۀ خاصی از دورۀ معاصر است. منازعات گفتمانی سنت، روشنگری، عدالت و فقر در روند داستان در جریان است. قدرت در این گفتمانها پویا و سیال بوده و به بازتولید مفاهیم درون گفتمانی، حذف و حاشیه رانی گفتمان عدالت و روشنگری، اظهار و برجسته سازی گفتمان سنت و فقر در دو مفهوم اقتصادی و فرهنگی و بازنمایی ایدئولوژی پدرسالاری- مردسالاری در بافت فرهنگی داستان میپردازد. [1]- Suppression