محلات شهری سلامت‌افزا: الگویی جدید در طراحی و برنامه‌ریزی محلات سالم؛ نمونۀ موردی: محلۀ سعدی شیراز

نویسندگان

1 استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران

doi
10.48308/soffeh.2025.224199.1097
چکیده

اهداف و پیشینه: رشد جمعیت و گسترش بی‌رویة شهرنشینی در قرن بیستم موجب توجه به مقولة سلامت گردید. سلامت شهر در گرو داشتن محیط سالم و بسترهای مناسب اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی، و ... است و شهروندانْ پایه و اساس این شهر هستند. بر اساس استراتژی‌های طراحی و برنامه‌ریزی، سیاست‌های شناسایی‌شده، به‌منظور بهبود سلامت و رفاه عمومی، حول ارتباط بین ویژگی‌های مرفولوژیکی و عملکردی بافت‌های شهری و سلامت عمومی در شهرها شکل می‌گیرند و این امر ازجمله موضوعات مهم و حیاتی برای شهرهای معاصر و جوامع امروزی است. در این خصوص، رویکردهای مختلفی به‌منظور طراحی محلات سالم و مناسب برای سکونت افراد طـرح شده است. امروزه در کشورهای توسعه‌یافته برای افزایش توانایی افراد، جوامع، و جمعیت‌ها و حفظ سلامت و رفاه شهروندان، همچنین عرضة چشم‌اندازی روشن نسبت به جنبه‌های مثبت زندگی، از رویکرد سلامت‌افزا (رویکردی متمرکز بر سلامت و رفاه اجتماعی انسان) استفاده می‌شود. بر اساس این رویکرد و برای تحقق سلامت اجتماعی، جسمانی، و روانی ساکنان و بهبود کیفیت زندگی آنها، محلات شهری به‌صورت خودکفا طراحی می‌شود.در این پژوهش هدف تدوین الگویی جدید در طراحی و برنامه‌ریزی محلات سالم، با اتکا به رویکرد سلامت‌افزاست. روشن است که در این طراحی، توجه به مسائل، مشکلات، و پتانسیل‌های موجود، می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت افراد داشته باشد و در این زمینه، یافتن راهکارهای طراحی و برنامه‌ریزی محلات شهری با رویکرد سلامت‌افزا نیز باید مورد نظر باشد.مواد و روش‌ها: شیوة تحقیق در این پژوهش به‌لحاظ هدفْ کاربردی و به‌لحاظ روشْ آمیخته است. متغیرهای وابسته در این پژوهش، با توجه به رویکرد سلامت‌افزایی محیط‌های شهری، شامل سلامت اجتماعی، سلامت روان، و سلامت جسمی ساکنان می‌شود، اما متغیرهای مستقل ابعاد طراحی و برنامه‌ریزی محلات شهری هستند، که از متغیرهای وابسته اثر می‌پذیرند. همچنین به‌منظور ارزش‌گذاری مؤلفه‌های عینی، از روش مشاهدة کارشناسی (مشاهدة عینی محققان) و برای سنجش میزان کیفیت مؤلفه‌های ذهنی و مؤلفه‌های اجتماعی از روش ارزیابی اثرمحور ساکنان و مسئولین محلی و در مواردی از هردو روش استفاده شده است. روش انجام و جمع‌آوری اطلاعات نیز شامل مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهده، و برداشت میدانی است که در بخش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از دو روش آماری توصیفی و تحلیل استنباطی استفاده شده است.نتایج و جمع‌بندی: ارتباط ابعاد پژوهش با سلامت اجتماعی نشان از آن دارد که ابعاد عملکردی، اجتماعی ـ فرهنگی، مدیریتی، زیست‌محیطی، و اقتصادی با سلامت اجتماعی ساکنان مرتبط هستند. همچنین ابعاد مدیریتی، دسترسی، کالبدی، زیبایی‌شناسی، اجتماعی ـ فرهنگی، و زیست‌محیطی بر علائم جسمانی، استرس، اضطراب، کارکرد، و نهایتاً بر میزان سلامت جسم و روان ساکنان محله نیز اثر می‌گذارند. درنتیجه می‌توان انتظار داشت بهبود سطح کیفی مؤلفه‌های ابعاد محیطی ذکرشده به سطح سلامت عمومی بالاتری در افراد و ساکنان آن محیط و درنهایت جوامع سالم‌تری منجر شود.