چارچوبی نوین برای دسته‌بندی طاق‌ها در معماری تاریخی ایران

نویسندگان

1 استادیار ، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی

doi
10.48308/sofeh.2023.231602.1255
چکیده

اهداف و پیشینه: پوشش‌های طاقی در معماری تاریخی ایران از لحاظ کالبدی، فضایی، و معنایی نقشی محوری و جایگاهی ویژه دارند و در مقایسه با معماری تاریخی دیگر سرزمین‌ها از تنوع کم‌نظیری برخوردارند. در ادوار مختلف معماری ایران و به‌خصوص از قرون میانی اسلامی به بعد، شکل و سازة طاق‌ها از دوره‌ای به دوره‌ای و از بنایی به بنایی دیگر مدام تغییر می‌کند و در صورت‌ها و ترکیب‌های تازه پدیدار می‌شود. در چنین زمینه‌ای شناخت دقیق گونه‌های طاقی و دسته‌بندی آنها امری مهم و دشوار است. بر این اساس، هدف در این مقاله یافتن چارچوب مناسبی برای بازشناسی و دسته‌بندی جامع و مانع طاق‌ها در معماری تاریخی ایران است. مواد و روش‌ها: برای نیل به این هدف، به‌سراغ آراء دانشوران معاصر می‌رویم و آنها را به روش توصیفی ـ تحلیلی و با راهبرد دسته‌بندی در دو دسته بررسی می‌کنیم: دستة نخست شامل «مطالعات حوزة معماری تاریخی ایران» نزد دانشورانی چون آندره گدار، مایرون بمنت اسمیت، دانالد ویلبر، لیزا گلمبک، محمدکریم پیرنیا، غلامحسین معماریان، و حسین زمرشیدی است. در این مطالعات هندسة نظری طاق‌ها، ارتباط آن با ویژگی‌های فضایی، روش ساخت، و کاربرد آنها و تنوع طرح طاق‌ها معرفی می‌شود. این مطالعات معمولاً متکی بر بررسی‌های میدانی مصادیق متعدد هستند و ازاین‌رو با ویژگی‌های طاق‌ها در معماری ایران تناسب دارند، اما معمولاً بدون چارچوب مدون و روشن و جامع و مانعی برای دسته‌بندی طاق‌ها هستند. دستة دیگر شامل «مطالعات حوزة نظام‌های سازه‌ای» نزد دانشورانی چون انگلز، مین‌استون، و سنداکر هستند. در این پژوهش‌ها انواع سیستم‌های سازه‌ای را بر اساس ویژگی‌های شکلی و رفتار سازه‌ای آنها مطالعه و دسته‌بندی می‌شوند. قلمرو موضوعی این مطالعات معمولاً خارج از محدودة معماری تاریخی ایران و فارغ از آثار آن است. در این دسته از مطالعات، با توجه هم‌زمان و روشمند به مؤلفه‌های شکلی و سازه‌ای طاق‌ها، روشی روشن برای دسته‌بندی سازه‌های طاقی عرضه می‌گردد؛ اما برای مواجهه با انواع طاق در معماری ایران، جامعیت، دقت، و وضوح لازم را ندارد. بر این اساس در مقالة پیش رو با ارزیابی، تحلیل، و پیوند یافته‌های این دو دسته مطالعات با روش استدلال منطقی، چارچوب یکپارچة نوینی برای دسته‌بندی انواع طاق‌ در معماری ایران پیشنهاد می‌شود؛ چارچوبی که هم با تنوع چشمگیر طرح طاق‌ها در معماری تاریخی ایران همخوانی دارد و هم، با توجه هم‌زمان به ملاک‌های شکلی و سازه‌ای، از منطق و روشی روشن برخوردار است.نتایج و جمع‌بندی: در این مقاله با توجه هم‌زمان به دو مؤلفة «موقعیت و ترکیب عناصر سازه‌ای» و «شکل عناصر سازه‌ای» طاق‌ها دسته‌بندی می‌شود: بر اساس مؤلفة اول، طاق‌ها به سه‌ دستة «بدون تویزه»، «با تویزه‌های محیطی»، و «با تویزه‌های محیطی و متقاطع» تقسیم می‌شوند. بر مبنای مؤلفة دوم، طاق ترکیبی از پوسته‌های آجری (با شکل‌‌سازه‌ای کلی صفحه‌ای) و تویزه‌ها (با شکل‌‌سازه‌ای کلی خطی) است. بر اساس این دو مؤلفه، طاق‌ها از دسته‌های خرد‌تری نیز تشکیل می‌شوند: 1) طاق بدون‌تویزه و با پوسته‌های تک‌انحنایی (طاق آهنگ) یا دوانحنایی (چهاردوری و کلنبو)؛ 2) طاق با تویزه‌های محیطی و پوسته‌های تک‌انحنایی (آهنگ)، دوانحنایی (چهاردوری، کلنبو و کژاوه)، تلاقی دو تک‌انحنایی (ترکین و چهاربخش) یا ترکیبی از تک‌انحنایی و دوانحنایی (خوانچه‌پوش)؛ 3) طاق‌های با تویزه‌های محیطی و متقاطع که در آنها پوسته‌ها جزئی از صفحات تک یا دوانحنایی هستند. این طاق‌ها با هندسة ترتیبی از خط و صفحه (کاربندی) یا هندسة ترتیبی از خط و غیرترتیبی از صفحه (طاق با باریکة طاق) یا هندسة غیرترتیبی خط و صفحه (پتکانه) شکل گرفته‌اند. با هم‌پوشانی مؤلفه‌های سازه‌ای و شکلی، مؤلفه‌ای کلی‌تر و اصلی‌تر و تعیین‌کننده‌تری موسوم به «شکل‌ سازه‌ای کلی» مبنای تقسیم‌بندی طاق‌ها به دو دسته می‌شوند: الف) طاق‌های «صفحه‌ای» (شامل تک‌انحنایی، دوانحنایی، تلاقی دو تک‌انحنایی، ترکیب تک‌انحنایی و دوانحنایی)؛ ب) طاق‌های «خط و صفحه‌ای» (که بسته به ترتیبی یا غیرترتیبی بودن نظم خطوط یا صفحات خود شامل سه دسته است). در طاق‌های «صفحه‌ای»، پوستة طاق نقشی محوری و عمده دارد و عامل اصلی ایستایی و شکل طاق است. درحالی‌که در طاق‌های «خط و صفحه‌ای»، از نقش پوسته‌ها کاسته می‌شود و تویزه نقش اصلی در شکل دادن به طاق و ایستایی آن دارد تا حدی که این دسته طاق‌، بدون استفاده از تویزه‌های متقاطع قابل‌اجرا نیست. بدین‌ترتیب در این مقاله با توجه هم‌زمان و روشمند به مؤلفه‌های شکلی و سازه‌ای طاق‌ها در معماری ایران، آنها در یک چارچوب یکپارچه بازشناسی و معرفی می‌شوند. بهره‌گیری از این چارچوب ضمن معرفی جامع‌تر طاق‌ها می‌تواند ما را با مسائل پیش روی طراحان و سازندگان پوشش‌های منحنی مواجه کند و از این طریق پنجره‌ای برای اندیشیدن به طراحی آسمانه‌های نو بگشاید.