مبانی نظری بهره گیری ازفناوری BIM در« طراحی محیطی پاسخگو» در چارچوب نظریه مولد
نویسندگان
1 دانشکده هنر و معماری اسلامی، دانشگاه بین المللی امام رضا ع، مشهد، ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد، مشهد، ایران
doi
10.48308/soffeh.2025.230624.1241چکیده
اهدف و پیشینه: در رویکرد نوین طراحی محیطی در معماری و شهرسازی بر همگامسازی ظرفیتهای محیطی با فرایند طراحی تأکید میشود. امروزه رشد فناوریهای دیجیتال نظیر مدلسازی اطلاعات ساختمانی (BIM)، که ابزاری برای سازماندهی اطلاعات محیطی، فنی، و نظری شناخته میشود، تحولی بنیادین در عرصة طراحی معماری و شهرسازی ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف عرضة چارچوب مفهومی جدیدی برای بهرهگیری از فناوری BIM در طراحی محیطی پاسخگو انجام شده است. اهمیت این هدف در رفع خلأهای نظری موجود در تلفیق ابزارهای دیجیتال با مبانی نظری معماری و طراحی محیطی است. در این پژوهش در چارچوب «نظریة مولد»، تلاش میشود ظرفیتهای فناوری BIM برای پاسخدهی به نیازهای طراحی چندوجهی و انطباق با شرایط محیطی شناسایی شود.تحولات معاصر در معماری افزایش نقش دادههای محیطی در فرایند طراحی را مینمایاند. برخلاف رویکردهای سنتی، طراحی معاصر، بهویژه در دوران پساپستمدرنیسم، نیازمند ادغام مفاهیم محیطی، اجتماعی، و فناوریهای نوین برای ایجاد پاسخهای انعطافپذیر به مسائل پیچیده است. فناوری BIM، بهمنزلة ابزار میانرشتهای، با ارائة مدلهای دیجیتال چندبعدی، امکان تحلیل و ادغام دادهها در فرایند طراحی فراهم میکند. در پژوهش حاضر در واکنش به محدودیتهای موجود در بهرهگیری از مبانی نظری در طراحی دیجیتال، چارچوبی جامع برای تلفیق این فناوری با نظریههای معماری عرضه میشود. مواد و روشها: در این تحقیق از روش تحلیل تماتیک و رویکرد کیفی استفاده شده است. دادههای پژوهش از منابع کتابخانهای گردآوری و در قالب تمهای مرتبط کدگذاری شدهاند. با تحلیل تماتیک، بهمنزلة رویکردی انعطافپذیر، شناسایی الگوهای پنهان در دادهها و کشف روابط میان مفاهیم مختلف امکانپذیر میشود. فرایند تحقیق شامل سه مرحلة اصلی است: در مرحلة اول، دادههای مرتبط با فناوری BIM، طراحی محیطی، و نظریة مولد گردآوری و کدگذاری شدند. در مرحلة بعدی که تحلیل تماتیک نام گرفت، تمهای اصلی و فرعی مرتبط با موضوع شناسایی و دستهبندی گردیدند. در مرحلة سوم، با ترکیب یافتههای تحلیل تماتیک، چارچوبی مفهومی برای بهرهگیری از فناوری BIM در طراحی محیطی ارائه شد. فناوری BIM بستری برای تلفیق دادهها و نظریهها در فرایند طراحی و در پنج مرحله تعریف شده است: مرحلة اول، آمادهسازی دادهها (Pre-BIM) که شامل جمعآوری دادههای محیطی و سازماندهی آنها برای تحلیل است. مرحلة دوم، مصورسازی واقعیتگرااست (BIM Light) که شامل ایجاد مدلهای سهبعدی از عناصر طراحی و افزودن اطلاعات محیطی به آنها میگردد. مرحلة سوم، مرحلة تبدیل دادهها به اطلاعات است که دادههای محیطی با مدلهای سهبعدی برای تحلیلهای نظری ادغام میشوند. مرحلة چهارم، مرحلة ادغام اطلاعات و مهارتهاست، به این معنا که دانش طراحان با دادههای مدلسازیشده، برای فراهمسازی امکان انجام طراحی بهتر، ترکیب میشود. مرحلة پنجم، مرحلة ارزشیابی گزینهها مبتنی بر مهندسی ارزش تحلیل و مقایسة گزینههای طراحی برای انتخاب بهترین پاسخ است. نتایج و جمعبندی: طبق نتایج پژوهش، فناوری BIM توانایی بالایی در سازماندهی اطلاعات محیطی، فنی، و نظری در فرایند طراحی دارد. چارچوب مفهومی مورد نظر در این پژوهش امکان بهرهگیری از ظرفیتهای BIM برای طراحی محیطی پاسخگو را فراهم میکند. نوآوری این پژوهش در عرضة مدلی جامع برای ادغام فناوریهای دیجیتال با مبانی نظری معماری است. این مدل بهطور خاص شامل سه جنبه میشود: جنبة انعطافپذیری، به معنی داشتن امکان تغییر پارامترها و مشاهدة نتایج بهصورت آنی در طراحی؛ جنبة پایداری، شامل استفاده از دادههای محیطی برای بهبود کارایی انرژی و کاهش هزینههای ساخت؛ و جنبة تحلیل چندبعدی، با منظور بیان دیدگاههای چندوجهی برای تحلیل محیطی، فنی، و فرهنگی.همچنین طبق نتایج، فناوری BIM میتواند ابزاری برای تسهیل تعامل میان طراح، عوامل محیطی، و ابزارهای دیجیتال باشد. BIM با ایجاد بانک اطلاعاتی از مبانی نظری، امکان گسترش و ارتقای فرایند طراحی را در پروژههای مختلف فراهم میآورد. علاوهبراین، استفاده از الگوریتمهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل دادهها و ایجاد پاسخهای طراحی، کاربردهای عملی و اقتصادی متعددی دارد.چارچوب پیشنهادی شامل پنج مرحلة اصلی از آمادهسازی دادهها تا ارزشیابی نهایی گزینههای طراحی است. در این مراحل با بهرهگیری از رویکردهای پارامتریک و الگوریتمیک، امکان ایجاد پاسخهای طراحی انعطافپذیر و تطبیقپذیر با نیازهای متنوع را فراهم میشود. پژوهش حاضر به طراحان و پژوهشگران محیطی یاری میکند تا با بهرهگیری از فناوری BIM، فرایند طراحی را بهطور معناداری ارتقا دهند. این چارچوب با ترکیب مبانی نظری و ظرفیتهای فناوریهای نوین، به بهبود کارایی و پایداری طراحی محیطی کمک میکند. پیشنهادهای این پژوهش شامل ایجاد بانک اطلاعاتی مبتنی بر مبانی نظری، توسعه الگوریتمهای تحلیل داده، و افزایش تعامل میان طراحان و ابزارهای دیجیتال است. درنهایت، این چارچوب میتواند مدلی باشد برای توسعة طراحی محیطی پاسخگو در معماری و شهرسازی.