معماری چون واسطۀ استکمال معرفتی انسان جستجو در رابطۀ معماری و انسان با تکیه بر فلسفۀ سیدمحمدحسین طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/soffeh.2024.104795چکیده
هدف و پیشینه: سابقة هزارانسالة معماری روشن میکند که میان انسان و معماری روابط و مناسبتهایی برقرار است. امروزه متأثر از فهم غالب از معماری این رابطه را به نحوی برقرار میدانیم؛ اما ممکن است که فهم امروزین ما چونان پردهای زوایای پنهان و پیچیدة رابطة انسان و معماری را از دید ما دور کرده باشد. در این تحقیق رابطه و مناسبت انسان و معماری را از دریچهای نو و با تکیه بر فلسفة سیدمحمدحسین طباطبایی بررسی کردهایم. تا کنون در هیچ تحقیقی از این منظر و متکی بر این دستگاه نظری به معماری یا رابطة انسان با معماری نپرداختهاند. تنها نمونة شایان توجه رسالة دکتری نگارنده است با عنوان «تاریخ معماری در مقام معرفت» که در آن بهمنظور روشن کردن رابطة معماری با تاریخ و فهم چیستی تاریخ معماری از دستگاه نظری سیدمحمدحسین طباطبایی استفاده شده است.مواد و روشها: این تحقیق در شمار تحقیقهای غیرکمّی است و روش و راهبرد اصلی آن به تأسی از شیوة سیدمحمدحسین طباطبایی و به فراخور نوع تحقیقهای فلسفی استدلال عقلی است، اگرچه در بیان مقدمات نظری تحقیق و استخراج مفاهیم اصلی آن از منابع فلسفی یادشده و شرح آن مفاهیم از روش تحلیل مضمونی نیز بهره گرفتهایم. در این تحقیق ابتدا مراد از مفردات موضوع، یعنی مراد از انسان و معماری در جایگاه عملی انسانی، را روشن و سپس بخشی از دستگاه نظری طباطبایی را معرفی کردهایم که متضمن جهاننگری فلسفی او و مبین رابطة انسان با اعمال صناعی اوست. در ادامه کوشیدهایم مفهوم معماری را با نظر به شیوة نگریستن طباطبایی به جهان شرح دهیم.نتیجه و جمعبندی: در این تحقیق رابطة انسان با معماری از منظر فلسفة طباطبایی را شرح و نشان دادهایم که اولاً معماری در شمار اعمال صناعی انسان و یکی از حرکات ممکن در جهان است، و ثانیاً هرگاه انسان به معماری میپردازد، در عین تصرف در مادة جهان، در نفس خودش نیز تصرف میکند و مقارن آنکه چیزی را در عالم ماده برپا میکند، نفس خودش را هم میسازد و معرفت میاندوزد و از این راه استکمال معرفتی مییابد.