تحلیل عوامل مؤثر بر استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی در شهر تهران

نویسندگان

1 دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد شهرسازی، دانشکدۀ هنر ومعماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.48308/soffeh.2024.104798
چکیده

پیشینه‌ها و اهداف: سیستم دوچرخه‌های اشتراکی ایدة نسبتاً جدیدی است، اما در مورد محبوبیت، مزایا، و آسیب‌های احتمالی پشت آن عموم مردم و به‌خصوص محافل دانشگاهی را نگران کرده است؛ با‌این‌حال هنوز بین توصیف پدیده و ارزیابی کارآمدی آن شکافی هست. بنابراین با فهم درستی از فرایندهای تصمیم‌گیری در اتخاذ و استفاده از سیستم‌های دوچرخة اشتراکی، خدمات‌دهندگان می‌توانند خدمات خود را به شکلی بهینه‌تر برنامه‌ریزی کنند. سیستم پراکنش دوچرخه با برنامه‌ریزی ‌خوب می‌تواند مکمل زیرساخت‌های حمل‌ونقلی موجود باشد. با توجه به رشد سیستم‌های اشتراک دوچرخه، مسئولین کشورهای بزرگ، مانند چین، اتحادیة اروپا، و ایالات متحده، گرایش زیادی به شناسایی عوامل مؤثر بر این سیستم به‌منظور تشویق افراد به استفاده از آن دارند. از این‌رو یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در این حوزه عوامل مؤثر بر میزان رضایتمندی کاربران است، که شناسایی و درک بهترشان می‌تواند به بهبود تجربة کاربر و افزایش استفاده از این سیستم کمک کند. تاکنون تحقیقات بسیاری پیرامون مؤلفه‌های تأثیرگذار بر پایداری عملکردی سیستم دوچرخه‌های اشتراکی صورت گرفته است، ازجمله محققان دریافته‌اند که عوامل کارایی، منافع اقتصادی، آگاهی زیست محیطی و مشوق‌های زیرساختی بر روی تمایل به استفاده از سیستم دوچرخه‌های اشتراکی تأثیر می‌گذارند. همچنین در مطالعات دیگری در این زمینه عواملی چون هنجار‌های ذهنی، هنجارهای رفتاری، کیفیت ظاهری، سهولت استفاده، انعطاف‌پذیری، و ایمنی را بر تمایل به استفاده از سیستم دوچرخه‌های اشتراکی مؤثر دانسته‌اند. اما هنوز این مهم به‌طور کامل بررسی نشده است. سیستم دوچرخه‌های اشتراکی بدون ایستگاه (DBSS) با نام‌های تجاری مختلفی ازجمله Mobike، Ofo، Youbike، و ... و اخیراً با نام تجاری بیدود در ایران گسترش یافته‌اند. بنابراین با توجه به مسائل و ضروریات موجود و همچنین مطالعات اندک موجود در زمینة بررسی کارآمدی و استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی در کشور ایران و به‌خصوص کلان‌شهر تهران، پژوهش حاضر به شناسایی عوامل مؤثر بر استفاده از سیستم دوچرخة اشتراکی در کلان‌شهر تهران در حوزة سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری اختصاص یافته است، تا راهنمایی برای مدیران شهری و کاربرهای سیستم‌‌ دوچرخه‌های اشتراکی باشد.مواد و روش‌ها: در پژوهش حاضر از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) به‌منظور تحلیل متغیرهای پنهان، روابط آنها، و آزمون فرضیه‌ها با توجه به مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. روش کار در این مطالعه نمونه‌گیری تصادفی ساده و داده‌های مورد نیاز از طریق پرسش‌نامه جمع‌‌آوری گردیده است که پرسش‌های آن عمدتاً با بررسی ادبیات مربوط به دوچرخه‌های اشتراکی، سازوکار آن، و مدل مفهومی یادشده به‌دست آمده است. پرسش‌نامه به دو صورت حضوری و غیرحضوری (از طریق بسترهای مجازی مانند ایتا) توزیع شده است. به‌منظور بررسی روایی و پایایی ابزار سنجش، بهبود سؤالات، قالب و مقیاس‌ها، مطالعة پایلوتی از شرکت‌کنندگان بالقوه صورت پذیرفته است. درنهایت 270 پرسش‌نامه جمع‌آوری و پس از غربالگری داده‌ها، 248 پرسش‌نامه تأیید شدند. تجزیه‌وتحلیل توصیفی داده‌‌‌های حاصله ازقبیل غربالگری آنها، فراوانی‌ها، درصدها، و تحلیل پایایی SPSS انجام‌گرفته با استفاده از نرم‌افزار AMOS برای مدل‌سازی، تحلیل مدل‌ها، و آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است.نتایج و جمع‌بندی: بر اساس یافته‌های پژوهش پنج مؤلفة تعریف‌شده در مدل مفهومی شامل کیفیت و عملکرد، توزیع و پارک، آسایش و انعطاف‌پذیری، ایمنی و زیست‌محیطی، و مطلوبیت خدمات‌دهی بر رضایتمندی و استفادة کاربران از سیستم دوچرخه‌های اشتراکی تأثیر می‌گذارند. نتایج مجذور همبستگی‌های چندگانه که میزان توضیح واریانس داده‌ها را از طریق مدل نشان می‌دهد، پنج متغیر مورد نظر 64٪ از واریانس متغیر رضایتمندی را تشکیل می‌دهند (R2=0٫64)، که آسایش و انعطاف‌پذیری بیشتر از سایر متغیرها بر رضایتمندی و استفاده از سیستم دوچرخه‌های اشتراکی مؤثر بوده است. پس از آن چهار مؤلفة اول یادشده به همان ترتیب فوق بیشترین تأثیر را داشته‌اند. یافته‌ها حکایت از آن دارد که هرچه کیفیت و عملکرد، شرایط توزیع و پارک، و آسایش و انعطاف‌پذیری سیستم دوچرخه‌های‌ اشتراکی بهتر باشد، رضایتمندی و میزان استفاده از این سیستم بیشتر خواهد بود. به همین ترتیب هر چقدر سیستم دوچرخه‌های اشتراکی ایمنی بالاتری داشته باشند و خدمات بهتری را در اختیار کاربران قرار دهند (ایمنی و مطلوبیت بیشتر)، رضایتمندی و میزان استفاده از این سیستم بیشتر خواهد بود. یافته‌های حاصل از آمار توصیفی نشان داد که کیفیت و عملکرد دوچرخه‌های اشتراکی از نظر بدنة سبک و قابل‌حمل، طراحی زیبا و عملکرد قفل؛ شرایط توزیع و پارک دوچرخه‌های اشتراکی از نظر الگوی دسترسی و محل پارک، تعداد دوچرخه‌ها، شیوة استقرار و مدیریت؛ آسایش و انعطاف‌پذیری دوچرخه‌های اشتراکی از نظر سهولت حرکت در ترافیک، آزادی عمل در انتخاب مسیر، و سهولت دسترسی به حمل‌ونقل همگانی؛ و ایمنی دوچرخه‌ها و مسیرهای دوچرخه‌سواری در سطح قابل‌قبولی نیستند. اما بر اساس یافته‌های پژوهش، سیستم دوچرخه‌های اشتراکی از منظر زیست محیطی (آلودگی کم و کاهش مصرف کربن) مورد پذیرش پاسخ‌دهندگان است. طبق یافته‌های پژوهش، کیفیت خدمات سیستم‌ دوچرخه‌های اشتراکی از نظر هزینة اجاره، سپردة معقول، عملکرد برنامه، و حساسیت QR از سطح مناسبی برخوردار نیست، اما از نظر سازگاری برنامه (APP) با سیستم عامل موبایل‌ و سهولت فرایند ثبت‌نام در سطح نسبتأ مطلوبی است. طبق یافته‌های آمار توصیفی حاصل از متغیر رضایتمندی، رضایتمندی کلی کاربران (تمایل به استفادة مجدد و توصیة این سیستم به دیگران) در سطح بسیار پایینی است، اما درصورت بهبودی خدمات‌دهی پذیرای این سیستم حمل‌ونقل سبز می‌شوند.با توجه به تأثیر 5 مؤلفة یادشده بر رضایتمندی و استفاده از سیستم دوچرخه‌های اشتراکی، لازم است مدیران و برنامه‌ریزان شهری و سیاست‌گذاران، به‌منظور بهبود سطح عملکردی این مؤلفه‌ها، تمهیداتی را در نظر بگیرند؛ ازجمله یکپارچه کردن سیستم دوچرخه‌های اشتراکی با حمل‌ونقل همگانی، مدیریت بهتر توزیع و پارکینگ دوچرخه‌ها، افزایش ایمنی دوچرخه‌ها، و بهبود خدمات‌دهی.