باززایی عناصر ادبی تصویرساز قرن ششم در تصویرهای شعری قرن هشتم (نمود دوبارۀ شگردهای آمیغی در تصویرهای قرن هشتم)

نویسندگان

1 دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

doi
10.22067/jls.v50i2.69480
چکیده

در قرن ششم، شاهد تحوّلات شگرف و بنیادینی در عرصۀ هنر هستیم تا حدّی که نخستین بارقه­ های تعالی و پیچیدگی در هنر دوران اسلامی در این دوره­ مشاهده می­شود. این اتفاق برای شعر نیز می­افتد و تصویرهای شعری به یک‌باره از آن ساحت سادۀ سبک خراسانی خارج می­شوند و پا به اقلیم پیچیدگی و مفهومی ­شدن می­گذارند. این روند رو به پیچش به واسطۀ عنصرها و ابزارهایی صورت می­گیرد که در مسیر سلوک به سازۀ تصویرها افزوده شده است؛ عناصری چون شگردهای آمیغی یا صناعات کنایه ­محور. این مطالعه که به روش کمّی و آماری نوشته شده است، به بررسی آماری و مقایسه ­ای دو گروه از شگردهای ادبی منفرد و آمیغی در 500 بیت از شعر نُه شاعر زبان فارسی - از قرن ششم تا قرن هشتم - می­پردازد. نتیجۀ پژوهش نشانگر حضور و وفور شگردهای آمیغی در تصویرهای قرن ششم است. در قرن هفتم، شاعران چندان تمایلی به بهره­ گیری از شگردهای آمیغی و آفرینش تصویرهای پیچیده ندارند و تصویرها عمدتاً ساده­ اند، امّا در قرن هشتم شاهد باززایی و تداوم بهره­گیری از شگردهای آمیغی در آفرینش تصویرهاییم.