تحلیل یکپارچۀ طرح ویژۀ بهسازی و نوسازی مسکن روستایی به روش DPSIR در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/sofeh.2024.104640چکیده
ارزیابی و برنامهریزی مسکن روستایی، بهدلیل ماهیت چند عملکردی زیستی ـ معیشتی آن، امری پیچیده است. گرایشهای متغیر روستاییان از مسکن در گذر زمان و نیز رویکردهای غیرمشارکتی، اثباتگرایانه، و از بالا به پایین برنامههای توسعة مسکن، بر پیچیدگی آن افزوده و باعث کاهش کارایی و بروز ناهمسازیهایی میان وضعیت اجرا با اهداف محتوایی و فرایندی برنامهها شده است؛ ارزیابی، بهمثابة روشی سیستماتیک برای آسیبشناسی برنامهها، ابزاری مؤثر در بهبود و بهنگامسازی آنها بهشمار میرود. «طرح ویژه بهسازی و نوسازی مسکن روستایی» یکی از مهمترین سیاستهای تأمین مسکن روستایی است. هدف یا دستور کار در پژوهش حاضر، تحلیل یکپارچه و ریشهیابی علل وقوع ناهمسازیهای احتمالی محتوایی و فرایندی وضعیت اجرا با این طرح است. در چارچوب روششناسیِ پژوهش، با استفاده از پیمایش تصادفی و نیز روش طبقهبندی هدفمند، 31 استان کشور در قالب 4334 پروندة مسکونی بهوسیلة مدل سنجشی منتخب، متشکل از معیارها و شاخصهای چندگانه، ارزیابی شدند. بنابر نتایج پژوهش، علیرغم موفقیتهای نسبی طرح ویژة یادشده، مهمترین دلایل وقوع ناهمسازی میان طرح و اجرا تمایل نداشتن دفاتر طراحی به طراحی و ترویج الگوهای متناسب، نوآورانه، و بهروزشده، و نیازمحور و کمتوجهی به مسکن معیشتمحور و نیازهای معیشتی در طراحی است. همچنین میتوان به ناکارآمدی و پیادهسازی ناصحیح سازوکارهای تخصیص سهمیه و احراز شرایط متقاضیان، آسیبهای مراحل «طراحی، نظارت، و اجرا» و فقدان تناسب بین نیروی انسانی استانی و شهرستانی با حجم کار افزایشیافته در طرح ویژه اشاره داشت. برگزاری دورههای آموزشی تکراری بدون تناسب با مسئلة اصلی در برخی از مناطق و اجرای ناکارآمد موضوع توانمندسازی از سوی مجریان محلی و وجود مطالبات و معوقات بانکی از دیگر مسائل است. درنهایت اصول راهبردی بهمنظور بهبود و ارتقای سازوکارهایطرح ویژه پیشنهاد شده است.