واکاوی نقش بازسازی مسکن بر التیام پیامدهای تروماتیک سانحه؛ مورد مطالعاتی: زلزلۀ 1382 بم
نویسندگان
1 دکتری معماری، دانشکدة مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، لویزان، ایران
2 استادیاردانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار، دانشکدۀ مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، لویزان، ایران
4 دانشیار، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، لویزان، ایران
doi
10.48308/sofeh.2024.104353چکیده
زلزله پدیدهای مکانبنیان و مخرب است که منجر به تجارب استرسزا، ادراکات متفاوت، و مجموعة وسیعی از پیامدهای تروماتیک برای بازماندگان میگردد که با تغییرات عمیق در شبکة شناختی و پیوندهای عاطفی با مسکن با کارایی مأوای امن همراه است. نقش طولانیمدت چنین تجارب و ادراکاتی بر رابطة بازمانده ـ خانه و عملکرد آن در بازتوانی روانی ظاهر میگردد. بدین دلیل، در تحقیق حاضر، با استفاده از نظریة زمینهای و مبتنی بر تجربة زیستة طولانی بازماندگان زلزلة 1382 بم در مسکن بازسازیشده، روابط مذکور بادقت بررسی شده است. هدف تحقیق استخراج مقولات مؤثر بر التیام پیامدهای تروماتیک زلزله است. بر اساس یافتههای حاصل از 23 مصاحبة عمیق و نیمهساختاریافته به روش نمونهگیری هدفمند و تحلیل یافتهها در قالب گروههای تمرکز 3 تا 5نفرة مشارکتکنندگان، 370 کد باز (مفهوم)، 91 مفهوم اصلی، 7 مقولة فرعی در کدگذاری محوری، و 10 مقولة اصلی در کدگذاری گزینشی شناسایی گردیدند. طبق یافتهها، بهواسطة ادراک زلزله در خانه، ترس از محبوس شدن در فضاهای بسته و کوچک، و ترس از قرار گرفتن در فضاها با ارتفاع سقف بلند و ارتفاع طبقات منجر به استرسهای محیطی شده است. اطمینان مجدد به ایمنی مسکن بازسازیشده، در ویژگیهای حمایتکننده از اقدامات کاهندة آسیبپذیری و رفتارهای حفاظتی مانند اطمینان از امکان فرار بهواسطة گشودگی و خوانایی فضاها، اعتماد به ایمنی سازه و تکنولوژی ساخت، و اجتناب از مصالح و روشها و ویژگیهای آسیبپذیر معماری مسکن قبل از زلزله جستجو شد. همچنین در فرایند بازسازی از دیدگاه جامعه، عوامل مؤثر در تسریع بازسازی مسکن و احیای شأنیت جامعه بر التیام آلام جامعه و بازتوانی نیز اثرگذار بودهاند. از سوی دیگر، مفاهیم دلبستگیهای مکانی و رضایتمندی بهمثابة عوامل مداخلهگر در تسهیل این فرایند ظاهر گردیدهاند. طبق نتایج، ماهیت زلزله و تجربة آن در خانه منجر به همگرایی ذهن جمعی در سوگیریهای شناختی ـ رفتاری پس از آن در محیط زندگی میگردد و این یافته در شناخت مقولات مؤثر بر التیام جمعی کارآمد خواهد بود.