نسبت معماری و رتوریک بازاندیشی در ریشه های مشترک

نویسندگان

1 دکتری معماری، دانشگاه یزد، ایران

2 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه یزد، ایران

3 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.48308/sofeh.2021.222721.1058
چکیده

با نگاهی به تاریخ تئوری‌های معماری و اتکا به نظر اندیشمندان می‌توان گفت که معماری و رتوریک در طول تاریخ با یکدیگر نسبت داشته‌‌اند. به‌نظر می‌‌رسد تأمل در این نسبت می‌تواند افق‌‌های جدیدی بر روی اندیشة معماری بگشاید. اما ازآنجاکه رتوریک معانی متطوّری در طول تاریخ داشته، این نسبت نیز در سطوح مختلفی برقرار شده و ارمغان‌‌های متفاوتی برای معماری آورده است.در این مقاله ابتدا نسبت‌‌های محقَق میان معماری و رتوریک، در سه سطح مختلف، که ماحصل فهم متفاوت سه گروه از صاحب‌نظران از رتوریک است، شرح داده می‌شوند. گروه اول رتوریک را به‌مثابة ارتباطات و گروه دوم آن را به‌مثابة فن سخن‌پردازی تعریف می‌‌کنند، اما گروه سومْ طراحی‌پژوهانی هستند که ضمن تعمّق در باب نسبت رتوریک و مباحث طراحی، رتوریک را به‌مثابة «خطابه»، «بلاغت»، و یا «ارتباطات» نمی‌دانند، بلکه به‌مثابة «هنر تألیف» شناخته‌اند و از قرابت‌های «هنر تألیف» با «طراحی» سخن گفته‌‌اند. از این نظرگاه، رتوریک و معماری هردو معرفت تألیف هستند. در این نوشتار استدلال می‌شود که گروه اخیر دریچه‌‌ای بر عمیق‌‌ترین فهم از دانش رتوریک و پرثمرترین پیوند میان رتوریک و معماری گشوده‌‌اند. ازآنجاکه مطالب ایشان در حوزة گستردة طراحی و به‌صورت پراکنده و غیرمنسجم بیان شده است، در این نوشتار ضمن شرح و بسط رتوریک به‌مثابة «هنر تألیف»، قابلیت تألیفگری رتوریک در سه سطح تألیف اجزا، تألیف افق انسان‌ها (اقناع)، و تألیف دانش‌ها و معرفت‌ها توضیح داده می‌شود. این در حالی است که مسئلة مهم معماری امروز نیز هم‌افق نبودن معماران و مخاطبانشان و همچنین فقدان انسجام میان معرفت‌های مختلف دخیل در معماری است. با فهم رتوریک به‌مثابة هنر تألیف و پیوند معماری و رتوریک، در پرتو این فهم می‌توان از منظر دیگری به معماری نگریست و انسجام ازدست‌رفته در معماری را بار دیگر احیا کرد.