مرجعیت در هنر و معماری سنتی
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.48308/sofeh.33.2.5چکیده
هدف در این مقاله توصیف و تبیین فراروایتی از اندیشه و مفهوم زیربنایی مرجعیت در جوامع، هنر، و معماری سنتی است. شواهد بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه شکلگیری آثار هنر و معماری، سازمان اجتماعیـ حرفهای پیشهوران، ساختار طبقاتی، و رفتارهای جوامع سنتی بر پایۀ سلسلهمراتبی از الگوها یا مراجع معنوی و مادی استوار است. در این مقاله بر پایۀ روش تفسیر تاریخیْ نقش و تأثیر سه کلانمرجع مابعدطبیعی، طبیعی (عالم کبیر)، و انسانی (عالم صغیر) و کلیۀ مفاهیم، اصول، و عناصر مرتبط با آنها بر اندیشه و عمل هنرمندان و معماران بررسی میشود. یافتههای این مطالعه نشان میدهند مراجع صلاحیتدار، که در نظام سلسلهمراتب هرمی به امور مقدس میرسند، بر شکلگیری کل تا جزء آثار هنر و معماری و حیات حرفهای پیشهوران سیطره دارند. درواقع، اندیشۀ مرجعیت در سازماندهی ساختار و محتوای اصناف پیشهوری، اعطای قداست و مشروعیت به پیشهها و مصنوعات آنها، تعیین الگوها و سرمشقهای معتبر، و نیز قضاوت دربارۀ آنها نقش و اقتدار تعیینکنندهای داشتند. به نظر میرسد با صورتبندی نظری اندیشۀ مرجعیت و مفهوم سلسلهمراتب مراجع صلاحیتدار میتوان علاوه بر توصیف برخی آداب و اصول حِرَف سنتی، تبیینی تازه از خاستگاههای نظری آفرینش فرم در عالم سنت عرضه کرد.