بازخوانی ادراک فضای سالمندان با تطبیق نقشههای نحو فضا و نقشههای شناختی مطالعۀ موردی: آسایشگاه سالمندان کهریزک
نویسندگان
1 دکتری معماری، دانشکدة هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب
2 استاد دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی
3 استادیار دانشکدۀ هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب
doi
10.48308/sofeh.33.2.35چکیده
با بالا رفتن سن بهتدریج توانایی سالمندان در شناخت فضاهای معماری و محوطههای داخلی یا بیرونی مربوط به آن کاهش مییابد و این نکته، از یکسو، وابستگی آنان را به سایرین بیشتر میکند و در مراحل بعدی ممکن است قدرت راهیابی و مسیریابی را از دست بدهند. هدف از این پژوهش عرضۀ شناخت عناصری است که در ابعاد ذهنی پیری در جای خود نقش دارند. مقالۀ حاضر با تمرکز بر رویکردهای محیطی و انسانی و بهمنظور بررسی چگونگی ادراک و شناخت سالمندان از محیط و شناسایی شاخصهای تأثیرگذار در ادراک و شناخت ایشان شکل گرفت. بدین منظور آسایشگاه کهریزک برای مطالعۀ موردی انتخاب شد. با استفاده از «روش نحو فضا»، پاسخهای رفتاری و شناختی سالمندان در مورد ویژگیهای فضایی آسایشگاه سالمندان کهریزک بررسی شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل 40 نفر از سالمندان 60-80سالۀ آنجاست که دارای هوشیاری عمومی و توانایی حرکتی و همچنین تمایل به مشارکت و سطح بالای عملکرد ادراکی و شناختی هستند. روش انجام این پژوهش شامل دو بخش شناختی و فضایی است. در بخش شناختی، پس از مصاحبه با سالمندان و دریافت نقشههای شناختی، یافتههای حاصل از آن نقشهها گردآوری شد. پیکرهبندی فضا از طریق نرمافزار دپت مپ و پارامترهای نحو فضا ارزیابی گردید. در این تحلیل پارامترهای فضایی نظیر ارزش همپیوندی، پیوستگی، انتخاب، عمق دسترسی، و وضوح بررسی و با نقشههای شناختی مقایسه شده است. تحلیلها نشان میدهند که حداکثر همپیوندی در آسایشگاه کهریزک ۷٫۳ و متوسط آن ۳٫۵ است، حداکثر و متوسط پارامتر پیوستگی بهترتیب برابر 20 و ۸٫۶ است، حداکثر و متوسط پارامتر انتخاب بهترتیب برابر 67 و ۱۱٫۰۶ است، حداکثر و متوسط پارامتر عمق دسترسی بهترتیب برابر 257 و ۱۳۸٫۷ است، مبنا قرار دادن مدلسازیهای حاصل از نحو فضا در شناخت ادراکپذیری فضا توسط سالمندان میتواند مؤثر باشد، اما برای درک درست از فضای مشابه نیاز به روشهای دیگر مانند نقشههای شناختی است. با توجه به نتایج حاصل از چیدمان فضا و نقشههای شناختی، تناقضاتی در نتایج مشاهده شد؛ از آن جمله میتوان به مسیر منتهی به ورودی اشاره کرد، که علیرغم میزان همپیوندی، اتصال، وضوح، و انتخاب پایین در تحلیلهای نحو فضا، در نقشههای شناختی غالباً بدان اشاره شده و بیانگر نقش نشانه در شکلگیری تصویر ذهنی سالمندان است. همچنین به لحاظ وجه تشابه، در غالب نقشههای ارائهشده از سوی سالمندان بهصورت کاملاً پراکنده به فضاهای کهریزک اشاره شده که به لحاظ جانمایی و ارتباط فضاها عموماً بهدرستی فضاها جانمایی نشده بودند و خوانش نقشههای ترسیمی بدون پرسش از سالمندان در حصوص فضاهای مورد اشاره، قابلدرک نبوده است که دلیل آن عدم یکپارچگی، وضوح، و انتخابپذیری (جمعکنندگی) در سازمان فضایی کهریزک با توجه به نتایج حاصل از نحو فضاست. بر اساس نتایج پژوهش عاملهای متعدد عینی و ذهنی در کنار هم و گاه با اولویتبندیهایی نسبت به یکدیگر در ادراک و شناخت سالمندان از فضا مؤثر هستند.