خوانش ساختمان شهرداری تبریز بر مبنای نظریۀ قدرت میشل فوکو
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز
2 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز
3 دانشجوی دکتری تخصصی معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز
4 دانشیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز
5 دانشیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز
doi
10.48308/sofeh.33.2.67چکیده
عصر پهلوی اول سرآغاز سلسلهای از تغییروتحولات بود که ظهور ایرانِ مدرن را بهدنبال داشت. رضاشاه با عقلانیتِ سیاسی جدید کوشید تا قدرت را در جامعه نهادینه کند، بدین منظور شهروندانی مطیع و منظم نیاز بود تا امرِ حکمرانی میسر گردد. از نظر فوکو، متفکر معروف فرانسوی، شکل اِعمال قدرت در دنیای مدرن از شکل سنتی آن متفاوت است و به اشکال مختلف و بهصورت پنهان در لایههای جامعه رخنه میکند و با ایجاد انضباط به کنترل رفتار جمعیتهای کثیر منجر میشود. در این خصوص، فوکو به روشهایی اشاره میکند که به ایجاد انضباط در فضا منتهی میگردد. اینکه فضای معماری، با توجه به تئوری قدرت فوکو، در عصر پهلوی اول چگونه در اعمال و انتقال قدرت به منظورِ پیشبرد اهداف سیاسیِ حکومت نقش داشته، مهم جلوه میکند. هدف از این پژوهش، تطبیق پیکرهبندی فضایی عمارت شهرداری تبریز با روشهای انضباط فضایی فوکو است. روش تحقیق در این پژوهش روش کمی ـ کیفی است، اطلاعات بر اساس مطالعات کتابخانهای و میدانی جمعآوری و دادهها با استفاده از نرمافزار دبثمپ آنالیز و یافتههای کمی بهدستآمده، با در نظر گرفتن تئوری میشل فوکو با رویکرد تطبیقی، تحلیل شده است. نتایج حاصل شاخصههای آنالیز VGA که شامل یکپارچگی بصری، کنترل بصری، انتروپی، پیوستگی، و عمق میشوند، حاکی از آن هستند که نوع قرارگیری ورودی اصلی بنا، تفکیک فضایی، دیوارکشیها، چینش ردیفی اتاقها با راهروهای باریک و محدود، تعبیۀ درهای شفاف اتاقها، و مفصلبندی فضایی، که با روشهای انضباطی فوکو همخوانی دارند، در کنترل بصری و فیزیکیِ درونی بنا و ایجاد نظم فضایی نقش بسزایی دارند. این نتایج الگویی پنهان را مینمایاند که مدیرانِ شهری میتوانند در طراحیهای بناهای عمومی از آن استفاده کنند.