پیش بینی تقاضای آب در بخش کشاورزی استان های حاشیه دریای خزر: مقایسه الگوی مارکوف-سوئیچینگ و شبکه عصبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران.
2 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران.
3 نویسنده مسئول و استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران.
doi
10.30490/aead.2022.353487.1304چکیده
در جهان امروز، مدیریت عرضه و تقاضای آب نقش محوری در ساماندهی و برنامه ریزی تأمین آب شرب ساکنان شهرها و روستاها و همچنین،تأمین منابع آب کشاورزان و صنعت گران دارد، به ویژه آنکه در وضعیت کنونی، تمام کشورهای جهان با تبعات تغییرات اقلیمی نیز مواجه اند. در این راستا، در پژوهش حاضر، به پیشبینی تقاضای آب بخش کشاورزی استان های حاشیه دریای خزر به روش زنجیره مارکوف- سوئیچینگ و مقایسه آن با مدل شبکه عصبی مصنوعی با بهرهگیری از دادههای فصلی دوره 1380:1 تا 1397:4 پرداخته شد. مقایسه کارآیی مدل های تقاضای آب برآوردشده به روش شبکه عصبی مصنوعی و چرخشی مارکوف با استفاده از معیارهای میانگین مربع خطا (MSE)، مجذور میانگین مربع خطا (RMSE)، میانگین قدرمطلق خطا (MAE)، و میانگین قدرمطلق درصد خطا (MAPE) نشان داد که رویکرد چرخشی مارکوف، نسبت به مدل های شبکه عصبی، برای پیشبینی تقاضای آّب،کارآیی بیشتری دارد. همچنین، پیشبینی تقاضای آب کشاورزی برای دو دوره فصلی و سالانه، به ترتیب،طی دورههای 1398:1 تا 1402:4 و 1398 تا 1402 صورت گرفت.