میانجی‌ها و ناممکن‌هایِ دلوزیِ سوژه، معماری، و فضا از ساختارمندی تا ساختارشکنی آیزنمن

نویسندگان

1 دانشجوى دکترى معمارى، دانشکدۀ هنر و معمارى، دانشگاه آزاد اسلامى، واحد همدان

2 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

doi
10.52547/sofeh.32.4.19
چکیده

ناممکن­ ها نیروهایی بالقوه هستند که می‌روند تا بالفعل شوند و در آستانۀ ایجاد و صیرورتند. میانجی‌ها نیز نقش میانجیگری و میانه‌ای بین بالقوه و بالفعل بودن هر امری دارند و ایجادکنندۀ آفرینش هستند. این آفرینش به‌خوبی در آثار معماری مشهود است. نوشتار حاضر برای فهم بهتر این مفاهیم، بر ساختار معماری آیزنمن متمرکز است و برای پاسخ‌گویی به مسئلۀ مورد نظر، رویکرد تبیین با نگرش فلسفی ژیل دلوز هم‌راستا و در تعامل بیان می‌شود؛ چراکه آثار آیزنمن یک فرایند معماری‌ فلسفی با یکی از محورهای پست‌مدرنیسم دلوزی، همچون  میانجی‌ها و ناممکن­هاست که تأثیر اساسی بر زندگی معاصر دارد. هدف پژوهشْ یافتن ویژگی­های مشترک میانجی‌ها و ناممکن­ها در اندیشۀ دلوز و معماری آیزنمن است و با این فصل مشترک معماری وی بیان و تحلیل می‌شود. برای این منظور، با شیوۀ توصیفی‌ تحلیلی پس از بررسی سیاق فکری و عملی آیزنمن، با بررسی سه اثر از او به تشریح و تحلیل چگونه بودن و چرایی ناممکن­ها پرداخته می‌شود. همچنین گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع مکتوب و دیجیتال صورت می‌گیرد. نتایج نشان می‌دهد معماری آیزنمن نمایش میانجی‌هایی است که دست به خلق و آفرینش می‌زنند و ناممکن­ها از دل آثارشان هویدا می‌شوند، متناسب با اندیشۀ معاصر توانسته‌اند خود را با نیاز و محیط پیرامون تطبیق دهند و در یک صیرورت، بیرون از ذهنیت جای گیرند. همچنین میانجی‌ها بنا به حرکت و جنبش دائمی‌شان، تجسم هستی‌شناسی ناممکن­ها را، که زیربنای این‌همانی و هویاتی درونی هستند، شروع می‌کنند و پایان می‌بخشند. در این میان انسان سوژۀ شناسایی نیست که در جایگاهی بالاتر از سایرین دست به شناسایی زند؛ بلکه با آنها مواجه می‌شود و در هر رویارویی قابلیت‌های جدیدی می‌یابد و ظرفیت‌های تازه‌ای می‌آفریند.