در طلب شاعرانگی معماری

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

2 دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

3 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/sofeh.32.2.13
چکیده

با توجه به چیرگی شعر در فضای فرهنگ ایرانی، این مقاله مبتنی بر این باور نگاشته شده است که شاعرانگی در طبع و روح قومی ما تنیده شده است و شاعرانگی معماری و قابلیت خیال‌انگیزی آنْ ضرورت‌بخشی به نیازهای اعلای انسانی به‌ویژه برای مردمانی است که انس و الفتی دیرینه با شاعرانگی دارند. ازاین‌‌رو در این پژوهش نخست چیستی «شاعرانگی» و وجوه آن در حوزه‌‌هایی چون فلسفه و ادبیات، که تعریف روشنی از آن دارند، بررسی و سپس چگونگی تجسم «شاعرانگی معماری» از گذر این وجوه و با مراجعه به منابع مکتوب معماری جستجو می‌شود.در این مسیر «شاعرانگی معماری» را از نیازهای ضروری اعلا و کیفیتی درمی‌‌یابیم که، از یک سو، برخاسته از «قابلیت بیرون» و از سویی دیگر، برخاسته از «اهلیت درون» است. اهلیت درون توان هم‌‌نوایی فرد با قابلیت شاعرانگی فضاست و قابلیت بیرون نامستوری «جانِ خیالات مشترک جمعی» در «امر ظاهر» است. خیالاتی که همان کهن‌الگوهای زیستن انسانی و یا نقش‌‌های ازلی هستند که با توجه به وجوه در جهان زیستن انسان می‌توان آن‌‌ها را به «خیالات بدن‌‌انگارانه»، «خیالات طبیعت» و «خیالات زمان و زمان‌‌مندی» تفکیک کرد. وحدت و ترکیبی از این خیالات در آثار شاعرانة معماریْ تجسم مصادیقی از شاعرانگی معماری را ممکن می‌کنند. در آثار شاعرانة معماری ناپنهانی این خیالات در «امر ظاهر» در«فرایندی افزایشی» و یا «فرایندی فروکاهشی» ممکن می‌شود که امر محسوس را در راستای «جانِ خیالات مشترک جمعی» انتظام می‌بخشد.