سیر تحوّل تعیّن بدن در معماری: از بدن وارگی تا بدن پدیداری
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر
doi
10.52547/sofeh.32.1.5چکیده
پرداختن به مقولة بدن دغدغة پیوستة حوزة اندیشهگری معماری تا به امروز بوده و بنا به تفسیر آن در هر دورة تاریخی، حضور متفاوتی در معماری و احکام طراحانة آن داشته است. امروزه رویکرد تکساحتی غالب طراحان به بدن و به تعبیری تأکید بر شیءگونگی آن در امر معماری مورد نقد است؛ آنچه متأثر از نگاه آنتروپومورفیسم یعنی بسط ویژگیهای انسانی ازجمله خصوصیات بدنی او به حوزة اندیشه و عمل همچون معماری به نظر میرسد. در این پژوهش نگارنده، با محوریت سؤالات پژوهش و با بازخوانی تحلیلی آنچه در حوزههای فلسفه، جامعهشناسی، و هنر و معماری در خصوص نسبت انکارناپذیر بدن و معماری آمده، به بررسی سیر تحوّل صورت یافتن بدن در امر معماری و نحوة تداوم نگرش آنتروپومورفیک در این حوزه تا به امروز میپردازد. در این مقاله برای پاسخ به سؤالات، از طریق بررسی روایتها و تحلیل تفاسیر مختلف بدن در پارادایمهای غالب زمینه، اعم از بدن «عینی» تا «پدیداری»، به بیان تحلیلی از سیر تعین بدن در امر معماری پرداخته میشود. نتایج تحقیقْ گویای آن است که سیر تحوّل اندیشة معماری در تقابل با شیءگونگی بدن به مباحث بدنمندی متأثر از پدیدارشناسی منجر شده و هرچند تفسیر انسان از ماهیت بدن خود در تجربة زیستهاش از فضا تغییر کرده، ولی مواجهة معماران با مقولة بدن همچنان تداومدهندة نگاه آنترومورفیک اعم از ترجمان هندسی، فرمی، و عددی بدن در امر معماری است.