فرم به مثابۀ قابلیت؛ زیربنای نظری و چارچوب مفهومی معنای معماری

نویسندگان

1 مربی دانشکدۀ هنر و معماری صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استاد دانشکدة معمارى و شهرسازى دانشگاه شهید بهشتى

doi
10.52547/sofeh.32.1.21
چکیده

بناهایفرم مفهومی پویا و لغزان است که از هریک از گفتمان‌های مختلف معماری تلقی متفاوتی از آن به‌دست آمده است. در این مقاله با هدف بازاندیشی مفهومِ فرم در گفتمان معاصر، به تبیین زیربنای نظری و اقتضائات مفهومی تلقی فرم به قابلیت پرداخته شده است. بدین منظور نخست برخی نیروهای بنیادین مؤثر بر تحول مفهوم فرم در دوران معاصر شناسایی شده‌اند؛ سپس مفهوم قابلیت به‌مثابة تلقی‌ای از فرم که پاسخ‌گویی به نیروهای ذکرشده را ممکن می‌کند، معرفی گردیده است؛ در ادامه برخی اقتضائات مفهومی حضور قابلیت در گفتمان معماری از طریق بسط این مفهوم تبیین شده است. در این نوشتار در مسیر بازاندیشی فرم به مفهوم معنا تکیه و ادعا می‌شود که ورود قابلیت به نظام مفاهیم معماری ماهیت معنای اثر معماری را آشکار می‌کند و با تحقق تعامل‌گرایی سوژه و آبژه و جامع‌نگری، به دو مسئلة بنیادین معنا در معماری پاسخ داده می‌شود. این روند به فهم جدیدی از دو مفهوم کالبد و عملکرد معماری می‌انجامد و فرارفتن از دوگانه‌انگاری آن‌ها را ممکن می‌کند. ظهور این تحولات مدیون ترسیم ساختار مفهومی جدید برای قابلیت و برانگیخته شدن دغدغه‌ها و ملاحظاتی نو در فضای اندیشة معماری است. به همین منظور تلاش شده از طریق طرح و تبیین مفاهیم میدان کنش، عمق و دامنة قابلیت، و همچنین توجه به کیفیت تحقق و قطبیت آن چارچوبی مفهومی ترسیم گردد، به‌طوری‌که بیانگر تحولات اندیشة معماری در مواجهه با مفهوم قابلیت باشد.

کلیدواژه‌ها