انتظام بخشی مراتب تهی، برخاسته از بازخوانی اندیشۀ کریستوفر الکساندر

نویسندگان

1 پژوهشگر دکتری معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه یزد،

2 استاد دانشکدة معمارى و شهرسازى، دانشگاه شهید بهشتى

3 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه یزد

doi
10.52547/sofeh.31.4.17
چکیده

یکی از مفاهیمی که در حوزة معماری از آن سخن گفته می‌شود، مفهوم تهی است. از میان صاحب‌نظران، این مفهوم توجه کریستوفر الکساندر را به خود جلب کرده است و برای بسط نظریاتش از آن بهره می‌برد. واکاوی بستر نظرات او نشان می‌دهد تهی در قالب سه مفهومِ منتسب، که به‌طور مستقیم (مفاهیم تهی‌عظیم و تهی) و یا به‌طور غیرمستقیم و ضمنی (مفهوم تهی‌وارگی) بدان‌ها پرداخته شده است، در این بستر حضور دارد. او تعابیر متفاوتی از آن‌ها در ذهن دارد، اما ارتباط یا ساختار واضح و مشخصی را مابینشان برقرار نمی‌کند؛ درحالی‌که، به نظر می‌رسد این سه مفهوم که در آرای الکساندر به‌صورت جدای از هم آمده‌اند، اشاره به مراتب مختلفِ یک مفهوم دارند و می‌توانند به‌صورت یک منظومه با ساختاری مشخص درآیند و به‌مثابة یک حقیقت واحد ادراک شوند. در این مقاله به‌منظور بررسی نظرات الکساندر در خصوص انتظام‌بخشی به مراتب تهی، بعد از تعمق بر نظرات او، اندیشه‌اش از منظر جهان‌بینی اسلامی، به‌مثابة بخشی از خاستگاه اندیشة الکساندر در باب تهی و با استفاده از روش استدلال منطقی، تحلیل می‌شود تا نقاط مکتوم آن آشکار گردد. درنهایت، منظومه‌ای‌ مرکزگرا در جهت تعیین ساختار مراتب تهی حاصل می‌گردد، که در آن تهی‌عظیم، به‌مثابة مرکز منظومه، باطنی‌ترین و نهان‌ترین مرتبة مفهوم است و همه‌چیز در جذبة حضور آن نظم می‌یابد. پنج مرتبة دیگر در این منظومه و به دور آن حضور دارند؛ بعیدترین و بیرونی‌ترین مراتب (سادگی و تهی) مربوط به مفهوم تهی است که محل حضورش در عالم جسمانیت یا همان معماری و واجد معنایی از تجلی تهی‌عظیم در عالم واقع است و سه مرتبة دیگر (فنا، بقا، و یقین) مربوط به تهی‌وارگی‌ است که محل ظهورش در وجود معمار و واجد معنایی از تجلی تهی‌عظیم به‌صورت اختبار روحی است.