تحلیل سیر تخیل نظامی در اسطورة بهرام گور (با توجه به نظریة ژیلبر دوران)

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی رودهن

doi
10.22067/jls.v50i1.62268
چکیده

اسطوره از دیدگاه محققان به صورت‌هایی متفاوت تعریف شده و شاخصه‌هایی متعدد برای تعریف و یا تشخیص اسطوره وجود دارد. در این مقاله تعریف ما از اسطوره بنا بر دیدگاه «ژیلبر دوران» نظریه پرداز معاصرفرانسوی است. اسطوره از نظر ژیلبر دوران، مجموعه ای ترکیب شده از نمادها، کهن الگوها و محرکه هاست. همچنین از نظر وی رابطه-ای میان تخیل و اسطوره وجود دارد. به اعتقاد اسطوره شناسان، از طرفی انسان میل به جاودانگی دارد و از طرف دیگر زمان و گذر آن بزرگ ترین ترس انسان هاست. اسطوره برای از میان برداشتن این زمان کشنده و رسیدن به جاودانگی، نقشی مهم دارد. اسطوره را می توان همچون پادزهری علیه زمان و مرگ در نظر گرفت. بنا بر نظر ژیلبر دوران، نیروی تخیل می تواند آثاری علیه مرگ خلق کند. حکیم نظامی یکی از خیال انگیزترین سرایندگان در عرصة خیال پردازی به شمار می آید. داستان بهرام گور نظامی، داستانی سراسر مملو از نمادهاست. در این جستار با بهره گیری از نظریة ژیلبر دوران و نیز بر اساس طبقه بندی و ساختاری که ژیلبر دوران از تصاویر زمان (ترس) معرفی کرده، نشان داده شده است که نظامی توانسته با تخیل قوی خویش و خلق تصاویری بی بدیل، از بهرام چهره ای آرمانی، مقدس و اسطوره ای بیافریند.