بررسی هندسه و تناسبات و ارتباط آن با نظام سازهای بناهای دارای گنبد دوپوستۀ گسسته در منطقۀ تفرش
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
2 دکتری مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی از دانشگاه تهران
3 استاد دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.52547/sofeh.31.3.21چکیده
بناهای دارای پوشش گنبدی دورۀ صفوی علاوه بر آنکه خود نشانگر اهمیت این بناها در این دوره هستند، به دلیل کیفیت بالا، هم در طرح و هم در روش ساخت گونههای ارزشمندِ بهیادگارماندهای از گذشته بهشمار میآیند. این بناها متأثر از معماری دورۀ پیش از خود یعنی دورۀ تیموری هستند و در سیر تحول طراحی آنها یک روند تکاملی وجود دارد، این تحول در برخی مناطق موجب پایهگذاری شیوههای معماری منطقهای نیز شدهاند. شناخت بیشتر این بناها مطالعۀ جامعی را میطلبد. در پژوهش پیمایشی پیش رو که مبتنی بر مطالعۀ موردی است، طرح هندسی، تناسبات، و ارتباط آنها با نظام سازهای شماری از آرامگاههای تفرش با اتکا بر دادههای کتابخانهای و میدانی و با استفاده از تحلیلهای منطقی، هندسی، و نرمافزاری بررسی شده است. هدف کلی در این پژوهش مطالعۀ ساختار گنبدهای دوپوستۀ گسسته است که از طریق بررسی ارتباط آنها با نظام هندسی حاکم بر کل بنا به پیش رفته و پرسشهای پژوهش بر این اساس تعیین شده است. بنابر نتایج پژوهش، اساس طرحها را شکلهای پایهای تشکیل میدهند که تناسبات طلایی را در بخشهای مختلف بناها جاری میکنند. همچنین هندسۀ کلی بنا در پلان و هندسۀ پنهان بنا، بهویژه در مقطع و نما، از طریق ابعاد و تناسبات بر نظام سازهای پوششهای گنبدی تأثیر میگذارد و موجب پیوند میان هندسۀ نظری و عملی میشود؛ به گونهای که ابعاد پلان در تعیین دهانه، ضخامت گریو، و ضخامت پای گنبد تأثیرگذار است. ارتفاع گنبد در تناسب با ارتفاع سقف و ارتفاع خشخاشیها در تناسب طلایی با ارتفاع گنبد است.