کارکرد نحو روایی داستان کوتاه «کرامة زوجتی» عبدالقدوس (بر اساس الگوی ساختار روایی تودورف)

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی کرمانشاه، ایران

doi
10.22067/jall.v12.i1.59891
چکیده

  تودورف با نظریة نحو روایتی خود که جنبه‏ای از جوانب سه گانة معنایی و کلامی و نحوی بود، سازوکار نو و مستقلی برای هر اثر ادبی خصوصاً در زمینة داستان تعریف نمود و آن را در دو بخش اسطوره‌ای و ایدئولوژیک قرارداد. این الگو می‌توان بسیاری از تعارضات و اندیشه‌های نادرست حاکم بر جوامع بشر را کشف نموده و راه حل مناسبی برای آن‌ها ارائه داد. این مقاله سعی دارد تا بر اساس نظریة تودورف، به بررسی ساختارهای روایتی داستان کوتاه و ایدئولوژیک (کرامة زوجتی) عبدالقدوس بپردازد و ضمن نشان‌دادن توانایی این نظریه در بررسی ساخت‌های عمقی داستان در کنار ساخت‌های سطحی آن، به این پرسش پاسخ دهد که ایدئولوژی حاکم بر این داستان چیست و از چه طریقی به مخاطب انتقال‌یافته است؟ پس از بررسی لایه‏های روساختی و معنایی مشخص شد ایدئولوژی حاکم بر داستان معطوف به قربانی شدن زنان در روابطی است که مردان خیانت می‏کنند که عبدالقدوس آن را با افعال، اسماء و صفات به نمایش می‏گذارد. و با استفاده از کنش‏ها و شخصیت‏ها، تصویری عینی به مخاطب ارائه می‏دهد.