جلوه های پایداری افغانستان در شعر جابر قمیحه، بررسی موردی دیوان «لِجهادِ الأفغانِ أُغَنِّی»

نویسندگان

1 دانش‌ آموخته دکتری رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشیار رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22067/jall.v12.i1.75704
چکیده

شعر پایداری در کنار عمده نگاه و کارکردهای ملّی و میهن­پرستانه­ی خود، دارای نوعی رسالت جهانی و بی‌حد و مرز است؛ چراکه با تمام قابلیت­های فنی و ادبی خود در جهت دادخواهی و برانگیختن افکار عمومی نسبت به تحوّلات ناگوار در سرنوشت سیاسی و اجتماعی سرزمین­های مختلف به کار می­رود. سرزمین افغانستان همواره در طول تاریخ، از حضور بی­دلیل دشمنان خارجی و نظام خودکامه­ی داخلی درصحنه‌ی سیاسی خود رنج‌برده است، درواقع حضور استعمارگر روس و انگلیس در این سرزمین و استبداد نظام­های حکومتی وقت که سرانجام با پیروزی مردم افغانستان در آوردگاه­های مختلف همراه بوده است، جلوه و تجسّمی جهانی از پایداری و اجنبی­ستیزی این سرزمین پدید آورد و شاعران دیگر از سرزمین­های مختلف را بر آن داشت تا در اشعار خود، با محوریت و مضمون پایداری افغانستان به توصیف و تحسین این جنبش مردمی بپردازند. نمونه­ای از این شاعران، جابر قمیحه، شاعر معاصر مصر است که در دیوانی تحت عنوان «لِجهادِ الأفغانِ أُغَنِّی» به تبیین و توصیف زوایای مختلف مقاومت در افغانستان می­پردازد. این پژوهش نیز با در پیش­گرفتن روش توصیفی – تحلیلی بر آن است تا به مهم­ترین درون­مایه­ها و کارکردهای فنّی پایداری در دیوان مذکور اشاره نماید. از جمله نتایج این پژوهش حاکی از آن است که شاعر در تبیین درون­مایه­های پایداری افغانستان، مضمون و اندیشه ایثار و فداکاری را در قالب­های دین­مداری و خداباوری به‌عنوان رمز موفقیت پایداری افغانستان معرفی می­کند و در تبیین آثار و پیامدهای جنگ، بر آسیب­پذیری و دردمنشی کودکان افغان در جهت برانگیختن حسّ مسئولیت اجتماعی تأکید دارد. شاعر در بعد فنّی، به فراخوانی شخصیت­های دینی، به‌ویژه الگوبرداری از شخصیّت پیامبر گرامی اسلام می­پردازد و از سوی دیگر با هم­صدایی و وام­گیری آگاهانه از متن غایب به‌ویژه تعابیر و مفاهیم قرآنی در جهت انتقال بهتر مضمون پایداری و ارتباط آن با موضوعات ملّی و میهنی تمایل نشان می­دهد.