طبقه بندی عناصر وابسته به مفهوم سازگاری در معماری بر اساس مقیاسهای عملکردی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ معماری، دانشگاه تهران
2 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر
3 دکتری معماری، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران
4 استاد دانشکدۀ معماری، دانشگاه تهران
doi
10.29252/soffeh.31.1.15چکیده
انتقال هر مفهومی از علوم پایه به علوم مهندسی مستلزم شناخت و برقراری ارتباط میانرشتهای در مقیاسی متناظر است. درحقیقت این مقیاس است که همچون پلی رشتههای مختلف را به هم مرتبط میکند. استفاده از ویژگیهای زیستی در سایر رشتههای علمی، به دلیل تکامل و آزمون بلندمدت آنها، دارای جایگاه ویژهای است. سازگاری ازجملة خصوصیات اصلی جانداران است که موجب بقای جاندار در شرایط متغیر محیط میشود و تکامل جانداران را در درازمدت به دنبال دارد. مفهوم سازگاری در معماری شامل رویکردهای مختلفِ عملکردی، سازهای، کالبدی، فرهنگی، و اقتصادی میشود. برداشتهای متفاوتی از این مفهوم بسته به نوع رویکرد عرضه شده است، بر همین اساس، ضرورت دارد تا در زمان انتقال مفاهیم از دانش مبنا به معماری به مقیاس آن توجه شود. در این پژوهش با بررسی مقیاسهای سازگاری در دانش مبنا و تعریف مقیاس متناظر آنها در معماری، نوعی طبقهبندی سطوح مختلف مفهوم سازگاری در معماری عرضه میشود؛ تعیین مقیاسهای متناظر در زمان انتقال مفاهیمْ منجر به تسهیل در استفاده از آن در معماری میشود. در این پژوهش پس از بررسی مفهوم سازگاری در علوم زیستی بر اساس مقیاسها و خصوصیات شاخص آنها، به انتقال این مفهوم به حوزة معماری با استفاده از رویکردی راهحلمحور پرداخته میشود. روش این تحقیق قیاسی است و از سطوح کلان مفهوم سازگاری در دانش مبنا آغاز و تا سطوح خرد آن تفکیک میشود. درنهایت، مفهوم سازگاری در مقیاسهای مختلفِ محیط مصنوعْ بررسی و عناصر مرتبط با مفهوم سازگاری بر این اساس طبقهبندی میشود. ارتباط میان دو حوزة مورد نظر بر اساس معرفی واحدهای تحلیلی، با عنوان نقطة مبنا، در گام نخست برقرار و ترازهای همپیوند در گام بعدی تعیین میگردد؛ با این رویکرد از سوء برداشتهای مفهومی، که در زمان انتقال الگوها، به دلیل تداخل مقیاسهای نامرتبط دو حوزه، امکان پیش آمدن دارد، جلوگیری میشود.