تقدیس درخت در رمان «درخت انجیر معابد» و «دومة ود حامد»

نویسندگان

1 استادگروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22067/jall.v12.i1.62627
چکیده

احمد محمود و طیب صالح در این دو اثر خود، ناکجاآبادی آفریده­اند که مردمانش دل در گرو درختی داشته­اند. احمد محمود در درخت انجیر معابد، تصویری از یک جامعه ترسیم کرده که افراد آن سخت به معجزه­گری و قدسیت درخت ایمان آورده و درخت را به نماد باورها و اعتقادات آیینی این مردمان خوش­باور تبدیل کرده­ا­ند و در این راستا اقدام به انجام اعمال و مناسکی کرده­اند که در عرف ادیان الهی شایسته نیست برای غیر خدا انجام گیرد. کارهایی همچون: درمان­خواهی بیماران، استغاثه، نذر و نیاز، حاجت­طلبی و مناجات و.... هیچ‌کس جرأت مخالفت با درخت یا حق انکار قدسیت درخت را نداشته؛ و هر صدایی که از این غرض، سخن می­گفته در گلو خفه می­شده است.مشابه این سرسپردگی­ها و امید بستن­ها و شفاجویی­ها را طیب صالح در داستان «دومة ود حامد» آورده است. دومة ود حامد درخت بی‌ثمری است که مثل انجیر معابد در باور مردمان موقعیتی شبه خدایی یافته بود؛ به‌گونه‌ای که مردم آن را طواف می­کردند، به درگاهش راز و نیاز می­بردند، برای آن نذر و قربانی انجام می­دادند و هیچ مخالفتی با آن را برنمی‌تابیدند. در این مقاله بنا داریم با روشی توصیفی – تحلیلی به واکاوی بن­مایه تقدیس درخت در این دو داستان بپردازیم تا ضمن اشاره به اسطوره­ها و کهن‌الگوهای بیان­کننده نوع ارتباط انسان با درخت، به تبیین زمینه­ها و انگیزه­های تقدیس درخت بپردازیم و روشن کنیم که چرا و چگونه یک عنصر ذاتاً نامقدس تقدس می­یابد؟ و چه سازوکاری به کار بسته می­شود تا این مهم محقق شود؟ نتایج کار نشان می­دهد که تقدس درخت در رمان درخت انجیر معابد شدیدتر از داستان دومة ود حامد است و مناسبات پیرامون آن پر­دامنه­تر می­باشد