بررسی تأثیر هندسۀ پلان ساختمانهای بلند با سازۀ دایاگرید بر رفتار سازهای آنها در برابر بار جانبی زلزله
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد فناوری معماری دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
3 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/soffeh.30.1.43چکیده
به دست آوردن درک شهودی رفتار سازهای فرمهای معماری همواره برای معماران مسئلهای بااهمیت بوده است. در دورۀ مدرن رابطۀ نزدیکی میان معمار و مهندس سازه در طراحی ساختمان بلند وجود داشته که، در پی کمرنگ شدن آن در دورۀ حاضر، کارایی سازهای فرمهای ساختمان بلند کاهش یافته است. ازآنجاکه هزینههای بخش سازه در حدود یکسوم هزینههای ساخت است، دقت در ملاحظات سازهای در طرح اولیه و توجه به عملکرد سازهای در فرایند تولید فرم موجب صرفهجویی چشمگیری در هزینههای پروژه خواهد شد.در این پژوهش هدف یافتن تأثیرات فرم معماری بر رفتار سازهای است تا به تیم طراحی ساختمان بلند در مرحلۀ کانسپت در استفاده از گزینههای با عملکرد سازهای مناسب یاری کند. ابتدا در محیط پارامتریک فرمهای متنوعی با متغیرهای پلان کف، بام، و نحوۀ شکلگیری عمودی تولید میشوند. سپس سازۀ خارجی دایاگرید فلزی بر روی پوستۀ هر فرم اعمال میشود و بار جانبی زلزله به روش استاتیکی به این سازهها اعمال و رفتار سازهای فرمهای تولیدشده ارزیابی میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که کمترین میزان جابهجایی بالاترین تراز در میان همۀ فرمها در فرم با پلان کف 6ضلعی و بام 3ضلعی (7% کمتر از میانگین) است و بیش از آنکه جابهجایی بالاترین تراز به وزن کل بستگی داشته باشد، به هندسۀ پلان سازنده فرمها بستگی دارد. در بین فرمهایی که از یک نوع پلان بام و کف تشکیل شده بودند، کمترین میزان جابهجایی در بالاترین تراز، در فرم 8ضلعی (6% کمتر از میانگین) است. فرمهای با پلان کف و بام 8 و 12ضلعی وزن کل و جابهجایی بالاترین تراز کمتری نسبت به سایر فرمها دارند که میتوان گفت بهترین و فرم با پلان سقف و کف 3ضلعی بدترین رفتار سازهای را از خود نشان میدهند.