واکاوی جامعه‌شناختی ادبی در داستان کوتاه «الزیف» بر اساس اسلوب لوسین گلدمن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران،

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22067/jall.v12.i1.79335
چکیده

علم جامعه­شناسی ادبیات، دانش گسترده­ای است که دربردارنده­ی مجموعه­ی وسیعی از افکار و نظریات متفکران پیرامون پیوند میان ادیب و جامعه­ی وی است. ازاین‌رو مطالعات ادبی بر مبنای نظریات این اندیشمندان، گامی استوار و ضروری در زمینه­ی نقد متون ادبی به شمار می­رود و چه‌بسا نتیجه­ی پژوهش­های ادبی فارغ از این­گونه مطالعات ابتر است. یکی از اندیشمندان جامعه­شناسی ادبیات لوسین گلدمن است که بنیان­گذار سبکی نوین در این حوزه به شمار می­رود. شیوه­ی او به ساخت­گرایی تکوینی شهرت یافته است. او معتقد است اثر ادبی نتیجه­ی فرهنگ و آگاهی جمعی طبقه، عصر و یا نسل نویسنده است. لذا در روش خود در پیِ ایجاد ارتباطی معنادار میان اثر ادبی و مهم­ترین جنبه­های زندگی اجتماعی است. نجیب محفوظ داستان­پرداز و رمان­نویس معاصر مصر ازجمله نویسندگانی است که در آثارش به دنبال بیان آمال و محنت­های جامعه و طبقه­ی اجتماعی خود می­باشد. به‌گونه‌ای که از خلال بررسی آن‌ها به شیوه­ی ساخت­گرایی تکوینی، می­توان به پیوندهای وثیق ساخت درونی و ادبی این آثار با نگرش و آگاهی جمعی طبقه­ی اجتماعی نویسنده پی برد. ازجمله‌ی این آثار داستان کوتاه «الزیف» از مجموعة داستانی «همس الجنون» اوست؛ پژوهش حاضر به‌منظور بررسی این داستان کوتاه، نظریه­ی لوسین گلدمن را چراغ راه خود قرار داده است. بدین منظور ساختار داستان در دو سطح تفسیری – یعنی دریافت درون­متنی همچون بررسی ساختار معنایی- و سطح تشریحی –یعنی تحلیل بستر اجتماعی و فرهنگی داستان- مورد کاوش قرار می­گیرد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد عناصر این داستان دارای ویژگی­هایی است که بیان­گر پیوند عمیق داستان با جامعه ­ی نجیب محفوظ است؛ همچنین نشان­ می­دهد که داستان ثمره­ی جهان­بینی و آگاهی جمعی گروهی است که نویسنده به آن تعلق دارد.