مطالعۀ تطبیقی تفاوت ادراک عدالت در فضاهای جغرافیایی متفاوت در محلات برخوردار و غیربرخوردار شهر تهران نمونۀ مطالعاتی: محلۀ الهیه و شهرک ولیعصر
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم وصنعت ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی منطقهای، دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.29252/soffeh.30.1.93چکیده
شهر تهران، پایتخت ایران، از دهههای گذشته دچار نوعی نابرابری در نظام توزیع خدمات و جدایی گزینی اقشار و طبقات مختلف اقتصادی شده است. بر این اساس ساکنان شمال تهران عمدتاً پردرآمد هستند و دسترسی بیشتری به بسیاری از خدمات و تجهیزات شهری دارند. این در حالی است که ساکنان جنوب تهران عمدتاً درآمد کمتری دارند و از نظر دسترسی به خدمات نیز محرومتر محسوب میشوند. این نابرابری و نظام دوقطبی در قیمت زمینهای شمال و جنوب تهران نیز قابلمقایسه است. بااینحال به نظر نمیرسد که تفاوت شاخصهای عینی نظیر خدمات، فضای سبز، و درآمد بیشتر منجر به تفاوت در شاخصهای ذهنی شده باشد. به بیان دیگر فرضیۀ این مقاله این است که «ساکنان محلات برخوردار شهر تهران از نظر ذهنی بیشتر از ساکنان محلات کمتر برخوردار احساس عدالت نمیکنند». بنا بر این مطالعۀ حاضر بیشتر متوجه سنجش ادراک ذهنی شهروندان تهرانی از عدالت است. به منظور اثبات این فرضیه، در این مقاله در ابتدا، با استناد به مبانی نظری و پیمایشهای انجامشده، مفهوم و معیارهای مورد ادراک شهروندان تهرانی از عدالت تبیین میشود و سپس پاسخ این پرسش پیگیری میشود: از نظر شهروندان ساکن در مناطق مختلف تهران شاخصهای عدالت در شهر تهران به ترتیب چیستند؟ به بیان دیگر، هدف این تحقیق، تبیین دیدگاه شهروندان ساکن در شهر تهران در خصوص وضعیت شاخصهای عدالت است.بر اساس مطالعات، شهروندان تهرانی عدالت را از طریق چهار معیار کاهش فاصلۀ فقیر و غنی، کمک دولت به فقرا، اجرای قانون، و نبود فساد میسنجند. بر این مبنا، در مقالۀ حاضر، با استناد به پیمایشهای انجامشده، این معیارها در دو محلۀ الهیه و شهرک ولیعصر بررسی میشود. بررسی نشان میدهد که این دو محله از نظر برخورداری از خدمات شهری، قیمت زمین، و شاخصهای عینی تفاوت محسوس و معناداری دارند. محلۀ الهیه وضعیت بهمراتب مطلوبتری از شهرک ولیعصر دارد. بااینحال، از نظر ادراک عدالت، تفاوت معناداری میان دو منطقه نیست؛ به بیان دیگر حتی در محلهای، با امکانات فیزیکی زیاد، احساس عدالت بیشتر از مناطق کمتر برخوردار نیست، همچنین شهروندان ساکن شهر تهران (در هر دو محلۀ مورد بررسی) از وضعیت همۀ معیارهای این پیمایش ناراضی هستند. بیشترین میزان نارضایتی از معیار فاصلۀ فقیر و غنی در شهر تهران است. سطح رضایت از هر یک از معیارها در دو محلۀ یادشده عموماً بین نسبتاً مخالف و کاملاً مخالف است. درنهایت نتیجهگیری میشود که برای ارتقای احساس عدالت در میان شهروندان راهکارهای کالبدی صرف و اتکا به افزایش خدمات شهری نتوانسته پاسخگو باشد.