بینامتنیّت و فزون متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی در اقتباس از شاهنامۀ فردوسی در آثار میرزا آقاخان کرمانی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/jls.v49i4.55071
چکیده

همزمان ‌با شکل‌گیری اندیشه‌های تجدّدگرایانه ‌و مشروطه‌خواهانه ‌در جوامع آسیایی ‌در اواخر قرن 13هجری قمری/ 19میلادی، سبک ‌ادبی جدیدی که با نقد شیوه‌های ادبی گذشته همراه‌ بود، شکل ‌گرفت. در این دوره ‌روشنفکران ‌ایرانی ‌در پی تبیین مسألۀ هویّت ملّی و احیای روایات‌ اساطیری برآمدند. برای تحقّق این ‌نگرش، ‌بسیاری ‌از متفکّران به ‌فردوسی ‌توجّه خاصّی ‌نشان دادند و در میان آثار ادبی، بیشتر از شاهنامه تقلید و اقتباس‌ کردند. میرزا آقاخان کرمانی نیز به دلیل ‌داشتن گرایش‌های ایران‌گرایانه به فردوسی ‌و شاهنامۀ او توجّه ‌کرد و در آثار متعدّد خود به شیوه‌های متفاوت به اقتباس از شاهنامه پرداخت. در این پژوهش به صورت اسنادی و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی و تحلیل چگونگی اقتباس و برقرار کردن ارتباط میان متن شاهنامۀ فردوسی و آثار میرزا آقاخان کرمانی پرداخته و بنا بر نظریّۀ ژرار ژنت که مجموعه روابط میان متون را دگرمتنیّت می‌نامد و آن را به پنج بخش بینامتنیّت، پیرامتنیّت، فرامتنیّت، سرمتنیّت و فزون‌متنیّت تقسیم می‌کند، نشان‌ داده‌ایم که اقتباس میرزا آقاخان‌ کرمانی‌ از شاهنامۀ فردوسی بیشتر بر اساس بینامتنیّت (استفاده‌ از مواد متن) و فزون‌متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی (بازبینی، دگرگون‌سازی متن، تقلید ادبی) بوده‌ است که در سه مکتوب، آیینۀ سکندری و نامۀ باستان دیده می‌شود. آشنایی ‌کرمانی با متون دساتیری نیز در اقتباس از این متن مؤثّر بوده‌ است. همچنین میرزا آقاخان کرمانی از شاهنامه‌ای استفاده ‌کرده که در آن نسخه‌های متعدّد شاهنامه با یکدیگر مقابله شده‌اند. به نظر می‌رسد نسخۀ چاپ سنگی منتشر شده در سال 1275 قمری در تبریز، نسخه‌ای بوده که کرمانی از آن استفاده کرده‌ است.