خوانشی روانکاوانه از داستان کوتاه «گرگ» اثر هوشنگ گلشیری
نویسندگان
1 شهید مدنی آذربایجان
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد
3 دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22067/jls.v49i3.64091چکیده
آنچه امروز به مثابۀ مکتب نقد روانکاوی در حوزۀ ادبیات مطرح است ریشه در تحقیقات و کاوشهای فروید در زمینۀ ناخودآگاه انسان دارد. دستاورد او در زمینۀ شناخت و نحوۀ کارکرد ذهن، الگوهای جدیدی در زمینۀ تجزیه و تحلیل آثار ادبی معرفی کرد. الگوی ساختاری از برجستهترین نظریات او در تبیین ماهیت ذهن و نحوۀ کارکرد آن است. بر اساس این الگو، ذهن به سه بخش «نهاد»، «من» و «فرامن» تقسیمبندی شده است که هر بخش کارکرد به خصوصی دارد. تحقیق حاضر، که جزو پژوهشهای کتابخانهای و کیفی به شمار میآید، خوانشی روانکاوانه از داستان «گرگ» اثر هوشنگ گلشیری است که به صورت مشخص با استفاده از الگوی ساختاری فروید و انطباق آن با سه شخصیت محوری داستان یعنی گرگ، اختر و دکتر، کنشهای این شخصیتها را تحلیل کرده و جنبههای جدیدی از این داستان را نمایان سازد. تحلیل این داستان با رویکرد روانکاوانۀ فروید، سفری به جهان ذهن گلشیری در مقام مؤلف اثر است. رخدادهای عجیب و بیپاسخی که در پیرنگ داستان از رهگذر تقابل و تعامل اختر با گرگ و دکتر پدید میآید، جانمایۀ اثر گلشیری است که پرسشهایی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند و در این پژوهش رمزگشایی میشود.