جایی در میان اردوگاه و شهر: بازاندیشی در ادبیات پناهندگی و مطالعات شهری از خلال تجربه زندگی افغانستانیهای ساکن مشهد
نویسندگان
1 دانشآموخته دوره دکتری انسانشناسی، گروه انسانشناسی، دانشکده انسانشناسی، دانشگاه تورنتو، تورنتو، کانادا؛ پژوهشگر پسادکتری انسانشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوماجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jips.2026.540747.1298چکیده
این مقاله به بررسی شکلهای گوناگون روابط اجتماعی و شیوههای «باهمبودن» میپردازد که پناهجویان افغانستانی در ایران شکل میدهند و تجربه آنها را در نسبت با دو رویکرد مسلط تحلیل میکند: نخست، ادبیات مطالعات پناهندگی در خاورمیانه که اردوگاهها را فضاهایی بسته میبیند و بر تداوم پیوندهای خویشاوندی و روستایی در محل جدید زندگی تأکید دارد. دوم، مطالعات شهری در آفریقا که بر بداههپردازی خلاقانه در محیطهای شهری ناهمگون تمرکز میکند؛ اما اغلب از توجه به شرایط حقوقی و سیاسی خاص بیجاشدگی و بیدولتی غافل میماند. با اتکا به خوانشی تطبیقی از مردمنگاریهای اردوگاههای فلسطینی و فضاهای پناهندگی شهریشده، این مقاله «پارادایم اردوگاه» را نقد میکند؛ پارادایمی که واقعیت پناهجویان خوداسکانیافته و مرزهای عمدتاً سیال میان اردوگاه و شهر را پنهان میسازد. رویکرد پیشنهادی مقاله برای مطالعه زندگی پناهندگان، موقتیبودن زیست شهری را در کنار رژیمهای شهروندی و طرد بررسی میکند و نشان میدهد افغانستانیها در محلههای مختلط شهر مشهد، چگونه در شرایط حقوقی ناپایدار، هم شبکههای موروثی و هم روابط موقتی را پرورش میدهند و تجربهی تعلق را به مرور تمرین میکنند. این مطالعه با تأکید بر شکلهای ترکیبی اجتماع و همبستگی، به بازاندیشی بیجاشدگی فراتر از دوگانههای اردوگاه/شهر و خویشاوندی/شبکههای شهری یاری میرساند.