تعیینکنندههای تمایلات فرزندآوری در مناطق روستایی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری جمعیتشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد جمعیتشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد جمعیتشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، و مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران.
4 دانشیار جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jips.2025.534452.1293چکیده
تمایلات فرزندآوری بیانگر برنامه برای داشتن فرزند است که اغلب تحت تأثیر شرایط واقعی و ادراک شده قرار دارند و پیشبینیکننده رفتار واقعی باروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تعیین کنندههای تمایلات فرزندآوری در مناطق روستایی ایران، با استفاده از تحلیل ثانویه دادههای پیمایش ملی تمایل به فرزندآوری (1395) انجام شد. نتایج نشان داد که 36 درصد از افراد تمایل به فرزندآوری دارند. عوامل مؤثر بر تمایل به فرزندآوری شامل انگیزههای درونی و روانشناختی (مانند هویت فردی و علاقه به والدگری)، سیاستهای جمعیتی و ارزشهای دینی، جبران فقدان (مانند فوت فرزند یا ازدواج مجدد)، و فشار و تشویق اجتماعی هستند که ریشه در هنجارهای فرهنگی و ساختارهای جمعگرایانه دارند. در مقابل، مهمترین موانع شامل فشارهای اقتصادی و نگرانیهای معیشتی، موانع زیستی و سلامت باروری، موانع اجتماعی-سنی، ملاحظات فاصلهگذاری سنی، عدم تمایل به نقش والدگری و تعارض نقشهای اجتماعی-تحصیلی هستند که نشاندهنده گذار ارزشی و تأثیر نقشهای نوین اجتماعی، بهویژه برای زنان، است. براساس رگرسیون لجستیک، متغیرهای جمعیتشناختی (سن و جنس)، اقتصادی (وضعیت مالی و اشتغال)، تجارب باروری پیشین (مانند سزارین و سقط جنین)، تعداد فرزندان دلخواه و ویژگیهای همسر، تصمیمگیری زوجین را تحت تاثیر قرار میدهند. جهت افزایش تمایل به فرزندآوری، سیاستگذاری چندساحتی (کاهش فشارهای اقتصادی، ارتقای خدمات سلامت، و توجه به تغییرات فرهنگی و روانی) ضروری است.