تحلیل کیفی و ارزیابی اثرگذاری مشوقها و تسهیلات اقتصادی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه اقتصاد جمعیت و سرمایه انسانی، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
2 عضو هیئت علمی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jips.2026.548754.1311چکیده
پژوهش حاضر با ترکیب رویکرد برساختگرایی و مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین، به تحلیل و ارزیابی کیفی اثرگذاری مشوقها و تسهیلات اقتصادی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت پرداختهاست. دادهها از طریق مصاحبه عمیق با 57 نفر شامل متخصصان جمعیتشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد، سیاستگذاری اجتماعی، مدیران اجرایی و طراحان قانون گردآوری شدند. نتایج نشان داد، مهمترین موانع تحقق اهداف قانون، چالشهای ساختاری-اقتصادی مانند تورم و ناامنی اقتصادی، عدم کفایت و کارایی مشوقها و ناسازگاریهای ساختاری-نهادی است. تضعیف اعتماد نهادی، تغییرات اجتماعی-فرهنگی و لَختیِ (مقاومت) نهادی نیز از جمله موانع زمینهای و مداخلهگرند. تحلیلها نشان میدهد، مشوقهای اقتصادی تنها در بهبود نسبیِ الگوی باروریِ اقشار کم درآمد و با هدف دریافت مزایای فرزند سوم و چهارم مؤثر بوده و گروههای کلیدی همچون زوجهای جوان، شاغلان بخش غیررسمی، مجردین در آستانه ازدواج، زنان خانهدار و طبقات متوسط شهری از حمایت کافی برخوردار نشدهاند. از اینرو، اصلاحات ساختاری برای بازسازی اعتماد نهادی، بهبود امنیت اقتصادی، اصلاح هدفگذاری و اولویتبندی، ارزیابی و اصلاح مستمر قانون، هماهنگیِ نهادی و گذار از مشوقهای صرفاً مالی به سیاستهای توانمندساز پیشنهاد میشود. همچنین، اجماع نخبگانی بر نهادینه شدن سیاستهای امیدآفرین در چارچوب نهادهای خانوادهمحور تأکید دارد که توأمان کیفیت و کمیت جمعیت را هدفگذاری کنند.