همبستههای اقتصادی – اجتماعی مراقبتهای بارداری و پس از زایمان در افغانستان
نویسندگان
1 دانشیار جمعیتشناسی، گروه مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار جامعهشناسی، گروه مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دانشجوی دوره دکتری رشته جمعیتشناسی، گروه مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
4 دانشیار جمعیتشناسی، گروه مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22034/jips.2025.551106.1313چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت انجام مراقبت دوران بارداری در میان زنان افغانستان است. روش پژوهش کمی و مبتنی بر تحلیل ثانویه دادههای پیمایش جمعیت و سلامت افغانستان (۲۰۱۵) است. نمونه مورد تحلیل شامل ۱۹,۸۸۸ زن دارای همسر ۱۵ تا ۴۹ ساله است که در پنج سال پیش از پیمایش زایمان داشتهاند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی، در نرمافزار SPSS- 26 تحلیل شد. یافتهها نشان میدهد که زنان شهری، زنان با تحصیلات متوسطه و عالی، و زنان خانوارهای با وضعیت اقتصادی بهتر، دسترسی بیشتری به خدمات مراقبتهای بارداری و زایمان دارند. عوامل فرهنگی و قومی نیز نقش تعیینکنندهای داشتهاند؛ بهگونهای که زنان اوزبیک، تاجیک، هزاره و فارسیزبان نسبت به سایر گروهها از بهرهمندی بالاتری برخوردار بودهاند. علاوه بر این، خواسته بودن بارداری از عوامل کلیدی ارتقای دسترسی به خدمات سلامت محسوب میشود. تحلیل چندمتغیره بیانگر آن است که متغیرهای جغرافیایی، آموزشی، اقتصادی و فرهنگی اصلیترین پیشبینیکنندههای انجام مراقبت هستند. در نتیجه باید گفت که سطح مراقبت دوران بارداری و زایمان در افغانستان، بسیار پایین است و وضعیت آن در برخی از استانها و بهویژه برای زنان با تحصیلات پایین و همچنین باروریهای ناخواسته در سطح هشدار قرار دارد و نیازمند توجه ویژه است.