طراحی به مثابة ... بازخوانی استعارههای مفهومی «طراحی»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکدة معماری و شهرسازی
2 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
در طی پنجاه سال گذشته نظریههای طراحی پژوهی روشنگر مفهوم «طراحی» بوده است. از آنجا که این مفهوم امری پیچیده و انتزاعی است، به چارچوبهای مفهومی و روشهای شناختی متناسبی نیاز است تا بتوان وجوه متنوع و پیچیدة این تجربه و فعالیت انسانی را وضوح بخشید. از جملة مهمترین نظریات شناختی معاصر «نظریة استعارة مفهومی» است که در طراحی پژوهی نیز مورد توجه و استقبال پژوهشگران این حوزه بوده است. با دقت در دو پارادایم اصلی مطرحشده در طراحی پژوهی، یعنی پارادایم «حل خردگرایانة مسئله» و «تأمل در عمل»، میتوان در هریک از این دو حوزه، به واسطة استعاره مفهومی، نظریات مبسوطی را مشاهده کرد. طی بیست سال گذشته ضمن بازنگری در این دو پارادایم، استعارههای متعدد دیگری برای تکمیل آنها و تبیین مفهوم طراحی مطرح شده است. در این پژوهش، با مرور و تحلیل محتوای مقالات مرتبط در دو نشریه معتبر و قدیمی از نشریات عرصة طراحی پژوهی، استعارههای مفهومی کلیدی در تبیین مفهوم طراحی انتخاب شده است. در کنار دو پارادایم ذکرشده، مهمترین این استعارهها «بریکولاژ»، «تطور مشترک»، «آشکارگی»، «گفتگو» و «بازی» هستند. درنهایت با ترسیم مجموعة نگاشت و مدل تصویری هر استعاره، وجوه آشکار و پنهان مفهوم طراحی در هریک از این استعارهها تبیین شده است. نتیجة این پژوهش درنهایت چنین میشود که استعارههای هرمنوتیک (فهم) یعنی «آشکارگی»، «گفتگو»، و «بازی» برای روشن کردن مفهوم طراحی، به دلیل قرابت بیشتر با سازوکار طراحی، جزو مناسبترین استعارههای مفهومی در بهکارگیری آنها در حوزة طراحی پژوهی هستند.