شناسایی و کاربست معیارهای زیبایی‌شناسانه برای طراحی خیابان‌های محلی مطالعة موردی: محور شرقی خیابان شهید انصاری قزوین

نویسندگان

1 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی شهری و کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشکدة معماری، دانشگاه پیام نور واحد شرق

2 استادیار دانشکدة معماری، دانشگاه پیام نور، واحد تهران شرق

3 استادیار دانشکدة هنر، دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

غالب فضاهای پیاده در شهرهای ما فاقد جذابیت بصری، شادابی، و کیفیت مناسب طراحی منظر برای ایجاد حس رضایت بصری در پیادگان هستند. از آنجایی که زیبایی یک مفهوم کیفی و قابل تفسیر است، در مورد ابعاد نظری و فلسفی آن به کفایت صحبت شده است. اما چالش­های اصلی این مفهوم، نحوة سنجش، ارزیابی، و به­کارگیری آن است. خیابان­های محلی یکی از فضاهای پرمواجهه از نظر بصری است. بازآفرینی طراحی مبنا یکی از رویکردهای اخیر در طراحی فضاهای شهری است. هستة اصلی این رویکردْ توجه کاربردی به مؤلفة زیبایی است. مردمْ این نوع فضا را غالباً از فاصلة نزدیک و با سرعت حرکت پایین و تبعاً با ضریب دقت بالا درک می­کنند. بنا بر این در توجه به کیفیت زیبایی در طراحی خیابان­های محلی و تبیین معیارهای آن باید از حداکثر مشارکت عمومی برای بومی­سازی این مفهوم استفاده شود تا ارزش­های اصیل و هویت­های بومی و محله­گرایانه در میان سلیقه­گرایی نخبه­مآبانه مغفول نماند. در این پژوهش ابتدا مبانی نظری تبیین و معیارهای کاربردی مفهوم زیبایی­شناسی در پنج دستة کلی استخراج شد. سپس در نمونة موردی این پژوهش با تبیین ویژگی­های خاص خیابان شهید انصاری در متن بافت تاریخی شهر قزوین به بررسی چگونگی کاربست مفهوم زیبایی­شناسی در قالب زیرمعیارهای این پنج دسته اصلی پرداختیم. در این مرحله از روش پیمایشی با ابزار مشاهده و پرسش­نامه به جمع­آوری داده پرداخته شد. برای اولویت­سنجی این پنج معیار از نظر مردم، آن­ها را در قالب گویه­های ساده تبدیل به 25 کیفیت کاربردی در قالب پرسش­نامه تبدیل شدند. سپس با تحلیل پرسش­نامه­ها به اولویت­سنجی معیارها از دیدگاه مردم پرداخته شد. بر اساس اولویت­های سنجش­شده از طرف مردم، 15 شاخص معنادار ارزیابی شدند (بالای 50% ارزشیابی)، که از این میان، شاخص­های توجه به کیفیت ابنیة تاریخی (6/93%) و توجه به فرهنگ بومی (8/85%) در طراحی خیابان محلی مورد نظر ارزش بالاتری داشتند. همچنین شاخص­های تعادل در ارتفاع (6/56%) و سازگاری میان اجزای ساختمان (2/55%) از درجة اهمیت کمتری نسبت به سایر شاخص­ها برخوردار بودند و یا از نظر مفهومی مردم ارتباط کمتری با آن برقرار کردند.